گنجور

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۲۹ - جنگ اول گرشاسب با لشکر بهو

 

برادرش را با پسر همچو دود

فرستاد سوی سرندیب زود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو

 

سپهبد برانگیخت شبرنگ زود

گرفتش کمربند و از زین ربود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۲ - پاسخ گرشاسب به نزد بهو

 

بگفتش هر آنچ از فرسته شنود

همان راز نامه مرو را نمود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۳ - رزم سوم گرشاسب با خسرو هندوان

 

بر پهلوان شاه مهراج زود

فرستاد کس مبتر او را نمود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۳ - رزم سوم گرشاسب با خسرو هندوان

 

زره زیر و خفتانش از بر کبود

ز پولاد ساعدش و از زرّ خود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۴ - رزم چهارم گرشاسب با هندوان

 

نه با چرخ شاید به نزد آزمود

نه چون بخت بد شد بود چاره سود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۴ - رزم چهارم گرشاسب با هندوان

 

همی گفت ترسم که از بهر سود

سپاهم به دشمن سپارند زود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۵ - قصه زنگی با پهلوان گرشاسب

 

رسیدند ناگه بدآن خیمه زود

که بر تخت تنها بهو خفته بود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۶ - پاسخ دادن بهو مهراج را

 

هنر بُد مرا بخت فرخ نبود

چو باشد هنر بخت نبود چه سود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۶ - پاسخ دادن بهو مهراج را

 

دلیران ایران هر آنکس که بود

پی گردشان برگرفتند زود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۸ - خبر یافتن پسر بهو از کار پدر

 

دگر در گریز آن کجا مانده بود

نهادند سر زی سرندیب زود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۹ - برگشتن پسر بهو به زنگبار

 

ز خویشانش پور بهو هر که بود

ببرد و ز دریا گذر کرد زود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۹ - برگشتن پسر بهو به زنگبار

 

چو آمد برش تنگ برخاست زود

فراوان بپرسید و گرمی نمود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۱ - دیدن گرشاسب برهمن را

 

نخستین ز پای اندر آرند زود

وز آنجا گریزند پس همچو دود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۳ - دیگر پرسش گرشاسب از سرشت جهان

 

پسین مردم آمد که از هر چه بود

شدش بهره و بر همه برفزود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۳ - دیگر پرسش گرشاسب از سرشت جهان

 

از آغاز کاین چار گوهر نمود

میانشان یکی جنبش انگیخت زود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۳ - دیگر پرسش گرشاسب از سرشت جهان

 

دگر باره نو گرمیی برفزود

هوا گشت از آن آتش تیره دود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۴ - نکوهش مذهب دهریان

 

پس از هرچه خواهد بدو هست و بود

ندانی زیان چون چو دانی چه سود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۹ - صفت جزیره دیگر

 

ز بالا فرود آمدی همچو دود

بدان تنگ سوراخ رفتی فرود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۸ - آمدن گرشاسب به جزیره هدکیر

 

به دیگر جزیری رسیدند زود

کجا نام آن جای هدکیر بود

اسدی توسی
 
 
۱
۲
۳
۴
۷
sunny dark_mode