بپرسید بازش هنرمند مرد
که یزدان جهان را سرشت از چه کرد
بهانه چه افتاد تا کرده شد
سپهر و ستاره بر آورده شد
چنین گفت این آن شناسد درست
که گیتی همو آفرید از نخست
ولیک از پدر یاد دارم سخن
که گفت این جهان گوهری بُد زبُن
که یزدان چُنان گوهر ناب کرد
گدازیدش از تفّ و جوشاب کرد
ز جوش و تفش باد و آتش فراشت
ز عکسش که بر زد ستاره نگاشت
ز موجش همه کوهها کرد و غار
زمین از کف و چرخها از بخار
ز دانا دگر سان شنیدم درست
که یزدان خرد آفرید از نخست
خرد نقطه فرمانش پرگار کرد
و زو گوهر جان پدیدار کرد
پس از جان هیولی و این گوهران
پس از گوهران چرخ و این اختران
از آغاز بُد جنبشی کافرید
که از زیر آن گرمی آمد پدید
چو آن جنبش آرام را یار شد
از آرام سردی پدیدار شد
کجا جنبش آنجاست گرمی نهفت
چو آرام را باز سردیست جفت
ز گرمی دَرِ خشکی اندر گشاد
ز سردی که برخواست ترّی بزاد
زمان تا زمان خشکی آنگاه باز
همی تاخت ترّی ز سردی فراز
چو سردی سوی خشکی آهنگ کرد
زمین آمد اینک که خشکست و سرد
دمید آتش از خشکی و تف و تاب
ز سردی و ترّی پدید آمد آب
هم از بهر ترّی که سر برفراخت
هوا گشت و هم جفت گرمی بساخت
چو این چارگوهر به ساز آمدند
دگر ره به جنبش فراز آمدند
سبک هر چه زو بُد همه شد بخار
بلندی گرفت از بَرِ هر چهار
چو شد هفت بار آن بخار از زبر
شد این هفت چرخ از بَرِ یکدگر
پس آتش ز نو جنبش انگیخت باز
وزو هفت ره شد بخار از فراز
از آن هر بخار اختری تابناک
برافروخت از چرخ یزدان پاک
ز کیوان گرفت این چنین تا به ماه
به هر چرخ در اختری جایگاه
از آن پس دگر بیکران شد بخار
ستاره برافروخت چندین هزار
مرین گوهران راچو جنبش فتاد
ز دو پهلوی چرخ برخاست باد
از آن باد گردون به گشتن گرفت
ستاره برو ره نوشتن گرفت
سپهر و ستاره به رفتار خاست
یکی سوی چپّ و دگر سوی راست
چو این چار گوهر شد آمیخته
ز هفت و ده و دو در آویخته
نخست از زمین معدنی خاست پاک
برافراخت پس رستنی سر ز خاک
پس از رستنی گونه گون جانور
پدید آمد آمیخت با خواب و خور
پسین مردم آمد که از هر چه بود
شدش بهره و بر همه برفزود
بدو خط پرگار پیوسته شد
دَرِ آفرینش همه بسته شد
نخستین خرد بود و مردم پسین
اگر راه یزدانت باید بس این
ولیک از دگر ره شناسان هند
شنیدم هم از فیلسوفان سند
که دیگر جهان است از ما نهان
که دانا همی خواندش آن جهان
جهانی فروزنده و تابناک
که جای فرشتست و جان های پاک
ز جان وز فرشته درو هر که هست
همه در نمازند و یزدان پرست
دو تا بهره ای زو و بهری به پای
دگر بهره در سجده پیش خدای
گروهی روان ها پس آن گه ز راه
بگشتند و ، دیوان شدند از گناه
از اندازه بر پای بگذاشتند
ز یزدان به هم روی برگاشتند
ستمکارگان و آن که بُد بی ستم
بر آمیخت زین هر دو بهری به هم
چو بردند از پایگه پای خویش
نگون اوفتادند از جای خویش
ز دانش بماندند وز بندگی
به مرگی رسیدند از زندگی
پس آن گه جهان داور داد گر
درایشان سرشت آن جهان دگر
چو بایست در هر گهر کار کرد
جهانی چنین نو پدیدار کرد
از آغاز کاین چار گوهر نمود
میانشان یکی جنبش انگیخت زود
دوگونست جنبش ز بن کژ و راست
همان دایره نیز از نقطه خاست
چو گردیده شد دایره آسمان
زمین ماند چون نقطه اندر میان
ز جنبش چو گردون به رفتار گشت
ز گرمیش آتش پدیدار گشت
دگر باره نو گرمیی برفزود
هوا گشت از آن آتش تیره دود
چو ترّی ز گرمیش لختی براند
گران گشت و در زیر آتش بماند
ز سردی و خشکی زمین بهره داشت
به سردیش ترّی هوا بر گماشت
پس از سردی و ترّی هر دوان
گشاد آب و گرد زمین شد روان
چو بسته شدند این گهر هر چهار
بماندند ازین چرخها در حصار
سرشت جهان پاک از آمیختن
درآمد به هر پیکر انگیختن
ازین گوهران هیچ کاری به جای
نیاید ز بُن ، تا نخواهد خدای
کز آن گوهر این دیگر آگاه نیست
به راز خداوندشان راه نیست
جهاندار کاین چار پیوسته کرد
همه زورشان با زمین بسته کرد
که تا آن روان ها که افکنده اند
درین چار گوهر پراکنده اند
همه بر زمین شان بود پرورش
برو دارد و زآن دهد شان خورش
برد شان به هر کالبد کژّ و راست
بدارد چنان کش بود کام و خواست
از آن پس به پیغمبران آگهی
دهدشان ز راه بدیّ و بهی
پس آن جان که زی روشنی یافت راه
وز ایدر شود گشته پاک از گناه
چو از خاک یزدانش گوید که خیز
به دستش دهد نامه رستخیز
به زودی شمارش گزارد تمام
بهشتش دهد جای آرام و کام
وگر تیره جانی بود زشت کیش
همان روز چون خواند ایزدش پیش
سیه روی خیزد ز شرم گناه
سوی چینود پُل نباشدش راه
ببادفره جاودان کرده بند
در آتش به دوزخ بماند نژند
خنک آن که جانش از گنه هست پاک
بماند بهشی چو خیزد ز خاک
ز من هر چه پرسیدی از کم و بیش
بگفتم ترا چون شنیدم ز پیش
هم از فیلسوفان رومی درست
شنیدم که گیتی هوا بُد نخست
فراوان کسان آن که دانشورند
بهین طبع گیتی هوا را گِرند
هوا هست ارمیده باد از نهاد
چو جنبد هوا نام گرددش باد
هر آن جانور کش دمست از هواست
به دَم جان و تن زنده و بانواست
همه تخم در کشتها گونه گون
که ناراست افتد بود سرنگون
هوا در همه زور و ساز آورد
سَرِ هر نگون زی فراز آورد
اگر چندشان ز آب خیزد پسیچ
هوا چون نباشد نرویند هیچ
ز گردون گروهی نمایند راه
که او را نشاید بُد آن جایگاه
نگوید ورا جای دانش پرست
که برجای جانست گوید چو هست
فرازش هواییست روشن دگر
سبک سخت وز هر هوا پاکتر
ز برش ار نه چیزی دگر سان بُدی
ستاده بدی وی، نه گردان بُدی
هم از باد گردان شدست این چنین
هم از باد شست ایستاده زمین
فلک و آتش و اختر تابناک
همه در هوااند استاده پاک
بدآنسان که آهنگر کارساز
فرازد دمش نزد آتش فراز
دمادم چو باد دم افتد بهم
شود آتش از باد پیچان به دم
ز گیتی هوا بُد نخستین پدید
خدای اندرو جنبشی آفرید
چو جنبید سخت آن هوای شگفت
ببد باد و ، زان باد آتش گرفت
مرآن باد را آتش افسرده کرد
ازو آب بنشاند و گسترده کرد
چو نم دار جامه که بدهیش تاب
بیفشاریش زو بپالاید آب
کف و تیرگی هر چه ز آن آب خاست
زمین گشت اینک که در زیر ماست
پس از تف آن آتش و عکس آب
برآمد بخار و ز نو داد تاب
خدای از بخارش سپهر آفرید
ز عکسش ستاره پدید آورید
ازین پس هر آنچ از کم وز فزون
ببد یکسر از پیش گفتم که چون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن از زبان یک هنرمند روایت میکند که چگونه جهان و هستی خلق شدهاند. در ابتدا به خالق (یزدان) اشاره میشود که جهان را از یک گوهر ناب آفریده و از ترکیب چهار عنصر اصلی (آتش، باد، آب و زمین) به وجود آمده است. پس از آن، صحبت از جنبش و آرامش میکند، و توضیح میدهد که چگونه از ترکیب این عناصر، موجودات زنده و تمامی آثار طبیعی پدید آمدهاند.
همچنین به دو جهان اشاره میشود: یکی جهان مادی که ما در آن زندگی میکنیم و دیگری جهانی بالاتر که پر از روشنایی و پاکی است. در اینجا بر اهمیت علم و دانش تأکید میشود و اینکه انسانها وظیفه دارند از آموزههای پیامبران پیروی کنند تا به بهشت برسند.
نهایتا، به عاقبت انسانها در هر دو جهان پرداخته میشود؛ کسانی که از گناه پاک هستند به بهشت میروند و کسانی که در گناه باقی میمانند دچار عذاب خواهند شد. این متن فلسفی به ما درس میدهد که شناخت خدا، تقوا و پیروی از علم، راهی به سوی رستگاری است.
هوش مصنوعی: از هنرمند مرد سوال کردند که خالق جهان چگونه آن را به وجود آورد.
هوش مصنوعی: چرا آسمان و ستارهها به وجود آمدند و تغییر کردند؟
هوش مصنوعی: این شخص به درستی میگوید که تنها کسی که از آغاز جهان را آفرید، همان است که این چیزها را میشناسد.
هوش مصنوعی: به یاد دارم که پدرم گفت این دنیا مانند یک گوهر ارزشمند است که زبانش ناتوان است.
هوش مصنوعی: خداوند چنان گوهری باارزش خلق کرد که از حرارت و ذوب شدن، به خود شکل و نمای زیبا بخشید.
هوش مصنوعی: از تلاطم و گرمای باد و آتش، نشانهای از آن به جا مانده است که بر روی ستارهای نقش بسته است.
هوش مصنوعی: امواج آن چنان قوی بودند که تمامی کوهها و غارهای زمین را به حرکت درآوردند و علاوه بر آن، چرخها به خاطر بخار، به جنب و جوش درآمدند.
هوش مصنوعی: از فرد دانشمند چیزهای درستی شنیدم که خداوند از ابتدا عقل و خرد را آفرید.
هوش مصنوعی: عقل و فهم انسان مانند ابزاری است که مسیر زندگی را مشخص میکند و با کمک آن، ارزشها و زیباییهای درون انسان به نمایش گذاشته میشود.
هوش مصنوعی: پس از روح و جسم و این ویژگیها، بعد از این ویژگیها، آسمان و این ستارهها وجود دارند.
هوش مصنوعی: از همان ابتدا حرکتی وجود داشت که باعث شد گرما و زندگی به وجود آید.
هوش مصنوعی: وقتی آن حرکت آرام به یار رسیده، از سردی و سکون، حالت و نشاطی پدیدار شده است.
هوش مصنوعی: حرکت و جنبش به کجا رفته است؟ گرما و زندگی پنهان شدهاند، چرا که آرامش در واقع سرما و سکون است.
هوش مصنوعی: به خاطر گرمایی که از خشکی بهوجود آمده، درها باز شدند و از سرمایی که به وجود آمد، رطوبتی شکل گرفت.
هوش مصنوعی: زمانی میگذرد که زمین خشک و بیبرکات میشود، اما سپس دوباره فصل بارانی از راه میرسد و زندگی و سبزی به آن برمیگردد.
هوش مصنوعی: وقتی سرما به سمت خشکی حرکت کرد، زمین نیز اینک خشک و سرد شده است.
هوش مصنوعی: آتش از خشکی و حرارت برآمد و به خاطر سردی و رطوبت، آب به وجود آمد.
هوش مصنوعی: به خاطر رطوبتی که باعث شد هوا بالا برود و همچنین به دلیل گرمایی که ایجاد کرد، همه چیز تغییر کرد.
هوش مصنوعی: وقتی این چهار گوهر با هم هماهنگ شدند، مسیر جدیدی برای حرکت و پیشرفت ایجاد شد.
هوش مصنوعی: هر سبکی که از او بود، به بخار تبدیل شد و از روی هر چهار طرف، بلند شد.
هوش مصنوعی: وقتی که آن بخار هفت بار بالا رفت، این هفت چرخ هم از روی همدیگر حرکت کردند.
هوش مصنوعی: آتش دوباره شروع به حرکت کرد و از آن بخار به وجود آمد که به هفت جهت بالامیرود.
هوش مصنوعی: هر ذرهای از این بخار درخشان، نوری را از چرخ آسمانی خداوند میتاباند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که از کائنات و عالم بالا، تا به حال ماه به شکلی خاص در جایگاه خود قرار گرفته و هر ستاره در آسمان مکان خود را دارد. به بیان دیگر، تمامی اجرام آسمانی در نظم خاصی در جایهای خود قرار دارند و این هماهنگی از نیرویی بزرگ و فراوان ناشی میشود.
هوش مصنوعی: پس از آن، بخار ستاره به قدری زیاد شد که به آسمان کشیده شد و هزاران نور را روشن کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که حرکتی از طرف دو جانب آسمان آغاز میشود، باد به حرکت درمیآید و برمیخیزد.
هوش مصنوعی: باد گردون به حرکت درآمد و ستارهای هم به سمت مسیر جدیدی رهسپار شد.
هوش مصنوعی: آسمان و ستارهها به حرکت درآمدند، یکی به سمت چپ و دیگری به سمت راست.
هوش مصنوعی: وقتی این چهار گوهر با هم ترکیب شدند، از عناصر هفت و ده و دو به هم پیوستند.
هوش مصنوعی: ابتدا از دل زمین یک ماده معدنی به وجود آمد که بعد از آن، به صورت گیاهی از خاک سر برآورد.
هوش مصنوعی: پس از پیدایش گیاهان مختلف، جانوران نیز به وجود آمدند و آنها با خواب و خوراکشان آمیخته شدند.
هوش مصنوعی: آخرالزمان نزدیک است و انسانها با جمعکردن تجربیات و داراییهای خود، به رشد و کمال بیشتری دست پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: با ظهور خطکش و پرگار، درهای خلاقیت و آفرینش به روی انسانها بسته شد.
هوش مصنوعی: خرد و دانش اولیه مهم است و اگر میخواهی به سوی معبود خود بروی، باید این را در نظر داشته باشی.
هوش مصنوعی: اما از راهنمایان دیگر شنیدم که فیلسوفان سند نیز به این موضوع اشاره کردهاند.
هوش مصنوعی: دیگر جهان از دید ما پنهان است و فقط دانایان و حکیمان قادرند آن را شناسایی کنند.
هوش مصنوعی: دنیایی پر از نور و روشنی که مکانی است برای فرشتگان و روحهای پاک.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که همه موجودات، چه انسانها و چه فرشتگان، به نوعی در حال عبادت و درخواست نعمت از خداوند هستند. آنها در ارتباط با پروردگار خود به سر میبرند و این نشان میدهد که عبادت و پرستش خداوند ویژگی مشترک تمام موجودات است.
هوش مصنوعی: دو بهره از او داریم و بهری دیگر در پای او در حال سجده و عبادت خداوند.
هوش مصنوعی: گروهی از انسانها پس از این که از مسیر صحیح منحرف شدند، به خاطر گناهانشان دیوانه و سرگردان شدند.
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره میشود که انسانها از حدود و اندازههای خود فراتر رفتند و در نتیجه، رفتار و رویههای نادرستی را اتخاذ کردند. این کار آنان به نوعی به غضب و نارضایتی خدا منجر شد و مسیر درستی را از دست دادند.
هوش مصنوعی: ستمکاران و کسانی که از ظلم و ستم دور هستند، در ارتباط با یکدیگر به نوعی سود و بهرهای مشترک میبرند.
هوش مصنوعی: وقتی که پای از مکان خود برداشتند، به زمین افتادند و از جای خود دور شدند.
هوش مصنوعی: از علم و دانش بیبهره ماندند و به خاطر نداشتن بندگی، به مرگ در زندگی دچار شدند.
هوش مصنوعی: پس از آن، هنگامی که جهان با قضاوت روبرو شود، اگر روح آنها را در آن جهان دیگر بسازند.
هوش مصنوعی: وقتی که در هر لحظه و گنجینهای کار کنیم، میتوانیم جهانی تازه و نو بسازیم.
هوش مصنوعی: از ابتدا که این چهار عنصر در کنار هم بودند، یکی از آنها به سرعت حرکتی را آغاز کرد.
هوش مصنوعی: حرکت دوگانهای وجود دارد که از نقاط مختلف به سمت چپ و راست میرود و این حرکات تماماً به دایرهای که از یک نقطه آغاز میشود، مرتبط است.
هوش مصنوعی: زمانی که دایره آسمان کامل شد، زمین به مانند نقطهای در وسط آن باقی ماند.
هوش مصنوعی: از حرکت آسمان وقتی که تغییر کرد، در اثر گرمای آن آتش نمایان شد.
هوش مصنوعی: هوا دوباره گرم شده و آتش تازهای شعلهور شده و از آن، دود سیاه بهوجود آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی گرما به یک چیز روزنه میدهد، آن چیز سنگین و داغ میشود و در زیر فشار آتش باقی میماند.
هوش مصنوعی: از سرمای زمین استفاده کرد و از سرما رطوبتی در هوا ایجاد کرد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه هوا سرد و بارانی شد، زمین رطوبت خود را به خوبی جذب کرد و دوباره سرسبز و پرآب شد.
هوش مصنوعی: وقتی این گوهرها به هم پیوستند، از این گردونهها در یک حصار محفوظ ماندند.
هوش مصنوعی: جهان به طور طبیعی و بدون هیچگونه آلودگی شکل گرفته است و هر موجودی به نوعی خاص و ویژه ای به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: هیچ کاری از این جواهرها (انسانها) به درستی صورت نمیگیرد مگر آنکه خدا بخواهد.
هوش مصنوعی: از آن گوهر (خاصیت) از این حقیقت خبر ندارد، بنابراین به رازهای خداوند دسترسی ندارد.
هوش مصنوعی: جهاندار همواره قدرت و قدرتنمایی را بر روی زمین متمرکز کرده و این چهار عنصر را به هم پیوسته است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که روحهایی وجود دارند که در چهار گوهر مختلف پراکنده شدهاند، و این پراکندگی به نوعی نشاندهندهٔ تقسیم و تنوع زندگی و وجود انسانهاست.
هوش مصنوعی: همهٔ موجودات در زمین پرورش مییابند و از آنجا جانی تازه میگیرند و روزی خود را دریافت میکنند.
هوش مصنوعی: هرکس که به نیاز و خواسته خود برسد، به شکلهای مختلفی که در زندگی دارد ادامه میدهد و به سادگی پذیرای شرایط خواهد بود.
هوش مصنوعی: از آن زمان به پیامبران آگاهی میدهد که در مورد راههای نادرست و درست چگونه رفتار کنند.
هوش مصنوعی: پس آن روحی که به روشنایی دست یافت، از این دنیا فاصله گرفته و از گناهان پاک شده است.
هوش مصنوعی: وقتی خدایی از خاک او بخواهد که برخیز، نامهای برای او میفرستد که نشاندهنده قیامت و رستاخیز است.
هوش مصنوعی: به زودی تمام شمارشها انجام میشود و بهشت او به عنوان مکانی آرام و دلچسب به او داده میشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی دلش تیره و سیرت زبانش بد باشد، همان روز که خداوند او را مورد خطاب قرار میدهد، متوجه زشتی خود خواهد شد.
هوش مصنوعی: نفرین بر گناه، چهرهی سیاه و شرمآور از آن میخیزد و از عذاب آن به زودی در میآید. در اینجا، دیگر راهی برای خودش نمیبیند تا از این حالت بیرون برود.
هوش مصنوعی: آدمی که به خاطر اعمالش به عذاب دچار میشود، در آتش دوزخ جاودانه میماند و هیچ راه نجاتی برای او نیست.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که روحش از گناه خالی و پاک است؛ مانند بهشتی که از خاک برمیخیزد.
هوش مصنوعی: هرچیزی که از من پرسیدی، از کم و کاست برایت گفتم، چون شنیدم که از قبل به تو گفته بودند.
هوش مصنوعی: من از فیلسوفان رومی شنیدهام که در آغاز، جهان فقط هوا بوده است.
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد هستند که دانش و فهم بالایی دارند و بهترین ویژگیهای طبیعی دنیا را درک میکنند.
هوش مصنوعی: هوا در حالت آرامی است و وقتی که به حرکت درآید، نامش به باد تغییر مییابد.
هوش مصنوعی: هر حیوانی که از هوا میکشد، به وسیلهی نفسش جان و وجود خود را زنده نگه میدارد و زندگیاش جریان دارد.
هوش مصنوعی: در کشتزارها، همه نوع دانهای وجود دارد که اگر به درستی کاشته نشود، در نهایت خراب و نابود خواهد شد.
هوش مصنوعی: هوا به شدت بر هر چیزی تأثیر میگذارد و بر هر چیز پایین، برتری و علو میبخشد.
هوش مصنوعی: اگر درختان به آب دسترسی نداشته باشند، حتی اگر هوا مناسب باشد، رشد نخواهند کرد.
هوش مصنوعی: از آسمان گروهی راهی را نشان میدهند که او شایسته آن جایگاه نیست.
هوش مصنوعی: نگویید او را که نمیفهمد و به جای دانش پرستیدنش، باید به جای جانش صحبت کند، زیرا حقیقت در بطن وجود اوست.
هوش مصنوعی: فراز آسمانی روشن است که از همه جا سبکتر و پاکتر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: اگر از زیبایی او چیزی نبود، همچنان که ایستاده است، تو هم به گرد او نمیگشتی و به او توجه نمیکردی.
هوش مصنوعی: این زمین به حالت ایستاده است و به همین دلیل، مانند چیزی است که از وزش باد گرده برداشته و پاک شده است.
هوش مصنوعی: آسمان، آتش و ستارههای درخشان همه در فضا به طور معصوم و پاک ایستادهاند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که به کسی که به کارش در یک صنعت یا حرفه خاص تسلط دارد، باید توجه و احترام کرد. کسی که مهارت و توانایی دارد، در موقعیتهای دشوار یا تحت فشار به خوبی عمل خواهد کرد و میتواند برای دیگران راهگشا باشد.
هوش مصنوعی: هر لحظه که باد میوزد، آتش به هم میخورد و از ترکیب باد و شعله، آتش به شکلهای مختلف در میآید.
هوش مصنوعی: از جهان، اولین هوایی که خلق شد دست خدا بود و او حرکتی را در آن پدید آورد.
هوش مصنوعی: وقتی که آن هوای عجیب و غریب به شدت تکان خورد، باد شدیدی وزید و از آن باد، آتش روشن شد.
هوش مصنوعی: این بیت نشان میدهد که وزش باد، آتش را خاموش و به آب تبدیل کرد و باعث شد که آب به شکل وسیعتری پخش شود. در واقع، باد موجب ایجاد تغییرات در عناصر طبیعی شده و تأثیرات آن را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر پارچهای که نم دارد را به آب بزنید، نمیتوانید آن را فشار دهید تا آب از آن خارج شود.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از آن آب زاده شد، در زیر پاهای ما به خاک و تاریکی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: بعد از اینکه آتش را دمیدند و تصویر آب در آن نمایان شد، بخاری بلند شد و دوباره تاب و حرارتی پیدا کرد.
هوش مصنوعی: خداوند از بخار آسمان جهان را خلق کرد و از تصویر آن ستارهها را به وجود آورد.
هوش مصنوعی: از این به بعد، هر چیزی که از کم یا زیاد باشد، به طور کامل از قبل گفتهام که چگونه است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.