گنجور

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب

 

به نام خداوند جان و خرد

کز این برتر اندیشه بر نگذرد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب

 

سخن هر چه زین گوهران بگذرد

نیابد بدو راه جان و خرد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایش خرد

 

کنون ای خردمند وصف خرد

بدین جایگه گفتن اندر خورد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایش خرد

 

کنون تا چه داری بیار از خرد

که گوش نیوشنده ز او بر خورد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایش خرد

 

چه گفت آن خردمند مرد خرد

که دانا ز گفتار او بر خورد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اندر آفرینش عالم

 

نه گویا زبان و نه جویا خرد

ز خاک و ز خاشاک تن پرورد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اندر آفرینش مردم

 

پذیرندهٔ هوش و رای و خرد

مر او را دد و دام فرمان برد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اندر آفرینش مردم

 

نگه کن بدین گنبد تیزگرد

که درمان ازوی است و ز اوی است درد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۶ - در آفرینش ماه

 

پدید آید آنگاه باریک و زرد

چو پشت کسی کو غم عشق خْوَرد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر

 

همه نیکی‌ات باید آغاز کرد

چو با نیک‌نامان بوی هم‌نورد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب

 

از او هر چه اندر خورد با خرد

دگر بر ره رمز و معنی برد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب

 

ز هر کشوری موبدی سالخْوَرد

بیاورد کاین نامه را یاد کرد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۲ - ستایش سلطان محمود

 

همه روی گیتی شب لاژورد

از آن شمع گشتی چو یاقوت زرد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱

 

برفتند با سوگواری و درد

ز درگاه کی شاه برخاست گرد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۲

 

جهان فریبنده را گرد کرد

ره سود بنمود و خود مایه خْوَرد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۲

 

بر آمد به سنگ گران سنگ خرد

همان و همین سنگ بشکست گرد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۲

 

یکی جشن کرد آن شب و باده خْوَرد

سده نام آن جشن فرخنده کرد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱

 

دگر پنجه اندیشهٔ جامه کرد

که پوشند هنگام ننگ و نبرد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱

 

ز هر انجمن پیشه‌ور گرد کرد

بدین اندرون نیز پنجاه خورد

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱

 

چه گفت آن سخن‌گوی آزاده مرد

که آزاده را کاهلی بنده کرد

ابوالقاسم فردوسی
 
 
۱
۲
۳
۸۵