گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲

 

خوش خبر باشی ای نسیم شمالکه به ما می‌رسد زمان وصال
قصّةُ العشقِ لا انفصام لهافُصِمَت ها هُنا لسانُ القال
ما لِسَلمی و من بذی سَلَمِأینَ جیرانُنا و کیف الحال
عَفَتِ الدارُ بعدَ عافیةٍفاسألوا حالَها عَنِ الاطلال
فی جمالِ الکمالِ نِلتَ مُنیصَرَّفَ اللهُ عَنکَ عَینَ کمال
یا برید الحِمی حَماکَ اللهمرحباً مرحباً تعال تعال
عرصهٔ بزمگاه خالی مانداز حریفان و جام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۲۶۲

 

تو زمن پرس قدر روز وصالتشنه داند که چیست آب زلال
ذوق آن جستن از قفس ناگاهمن شناسم نه مرغ فارغ بال
می‌توان مرد بهر آن هجرانکش وصال تو باشد از دنبال
این منم، این منم به خدمت توای خوشم حال و ای خوشم احوال
این تویی، این تویی برابر منای خوشم بخت و ای خوشم اقبال
وحشی اسباب خوشدلی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش میرمیران

 

ای تماشاییان جاه و جلالبشتابید بهر استقبال
که ز ره می‌رسد به سد اعزازاز در شاه موکب آمال
موکبی با جهان جهان شوکتموکبی با جهان جهان اجلال
خلعت خسروانه سر تا پاداشته شاه خسروان ارسال
آنچنان چون عدیل سوی عدیلوآنچنان چون همال سوی همال
تاج و سارق نهاده طالع و بختبر سر دست دولت و اقبال
تاجی از مهر پایه‌اش ارفعمهری […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۲۴ - سخن کمالی را ستاید

 

شعرهای کمالی آن به سخنپای طبعش سپرده فرق کمال
گرچه نزدیک دیگران نظم استمجمل از مفردات وهم و خیال
سخن چند معجزست مرادر سخنهاش سخت لایق حال
گویم آن در خزانهای ازلبود موزون طویلهای لال
مایه‌شان داده از مزاج درستصدف جود ایزد متعال
همه همچون ازل قدیم نهادهمه همچون فلک عزیز مثال
همه را دیده چشم صرف خردهمه را سفته دست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

عراقی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - ایضاله

 

حبذا صفهٔ سرای کمالخوشتر از روی دلبران به جمال
طیره از زلف او ریاض بهشتخجل از ذوق او نعیم وصال
هفتمین طارم آستانهٔ اوهشتمین بوستان صف نعال
هر یک از جام قبهٔ نورشجام گیتی‌نما به استقلال
سایهٔ این سرای جان‌افزاسر بسر نور آفتاب مثال
خوان این مجلس جهان آرایمشتمل بر نعیم و جاه و جلال
بر در فیض این سراپردهآفرینش طفیل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وصف کعبهٔ معظم

 

حبذا صفهٔ بهشت مثالبرترین آسمانش صف نعال
مجلس نور و جلوه‌گاه سرورروضهٔ انس و بارگاه وصال
بیت معمور او مقر شرفسقف مرفوع او سپهر جلال
غرفش خوشتر از ریاض بهشتشرفش خوشتر از شکوه کمال
زین گرفته بها مدارج قدسیافته زان بهشت زیب جمال
در بستاتین بی‌نهایت اوسدرةالمنتهی هنوز نهال
بر سر خوان عالم‌آرایشآفریننش طفیل و خلق عیال
آفتاب صفای صفهٔ اوایمن از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۳۳ - در مدح کمال الدین ابوالقاسم محمد بن ابوبکر خال

 

ای جناب تو قبلهٔ اقبال
حضرت تو مخیم آمال
دین اسلام را کمال تویی
از تو مصروف باد عین کمال
تو ابو القاسمی بکنیت و هست
جود دست تو قاسم اموال
نام فرخندهٔ تو محمودست
لایق نام تو تراست حصال
خال زد روی فضل را کلکت
خود ازینست نسبت تو بخال
کدخدای جهانی و شده اند
بخششت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۳۵ - قصیدۀ تمام مرصع در مدح علاء دوله اتسز

 

ای منور بتو نجوم جلال
وی مقرر بتو رسوم کمال
بوستان نیست صدر تو ز نعیم
و آسمان نیست قدر تو ز جلال
خدمت تو معول دولت
حضرت تو مقبل اقبال
تیره پیش فضایل تو نجوم
خیره پیش شمایل تو شمال
در کرامت ترا نبوده نظیر
در شهامت ترا نبوده همال
شرک را از تو منهدم ارکان
ملک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط