گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹

 

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیشآتش طور کجا موعد دیدار کجاست
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارددر خرابات بگویید که هشیار کجاست
آن کس است اهل بشارت که اشارت داندنکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست
هر سر موی مرا با تو هزاران […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

عرفی شیرازی » غزلها » غزل شمارهٔ ۴۰

 

غزلی گفته ام آن باعث گفتار کجاست
نوگلی چیده ام آن گوشه ی دستار کجاست
یک سبو می به در صومعه آرم که دگر
می فروشان بستانند که بازار کجاست
خرمن آن ده دنیا به جوی گو بفروش
آن که داند که سر کوچه ی خمار کجاست
گام اول به سرت بر نهم اندر طلبش
گر بدانم که گشاینده ی اسرار کجاست
عرفی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸

 

ای که از یار نشان می طلبی، یار کجاست؟
همه یارند، ولی یار وفادار کجاست؟
تا نپرسند، بخوبان غم دل نتوان گفت
ور بپرسند، بگو: قوت گفتار کجاست؟
رفت آن تازه گل و ماند بدل خار غمش
گل کجا جلوه گر و سرزنش خار کجاست؟
صبر در خانه ویرانه دل هیچ نماند
خواب در دیده غمدیده بیدار کجاست؟
پار بر داغ دل سوخته […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی