گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» و حروف قافیهٔ «است» - صفحهٔ ۲

 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۸ - حسب حال خویش گوید

 

این چنین رنج کز زمانه مراست

هیچ دانی که در زمانه کراست

هر چه در علم و فضل من بفزود

همچنانم ز جاه و مال بکاست

نیستم عاشق از چه رخ زردم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۵۵

 

ای شده ملک و دین ز کلک تو راست

کلک تو کار ملک و دین آراست

دل صافیت مَطلع قَدَرست

کفِ کافیت مقتضای قضاست

همت تو محیط چون فلک است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۲۷ - وله ایضا

 

ای بزرگی که از میا من و تو

همه حاجات اهل فضل رواست

طبع تو آب و خاطرت آتش

حلم تو کوه و همّتت دریاست

تا سوی من ز جانب کرمت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۳

 

حلقه زلف یار ، دام بلاست

دل درو بسته ایم عین خطاست

کار دل بهتر است کو شب و روز

در تماشا گه نسیم صباست

جان بر لب رسیده را بتر است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۶

 

عشق از نام و از نشان یکتاست

بینشانی نشان مرد خداست

هر را از مقام بی رنگی

رنگی ز رنگ او پیداست

خلعت عشق نیست لایق عقل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۹

 

عاشق تو شهید تیغ بلاست

سرکوی تو روضة الشهداست

جان پاکان نثار مقدم توست

در رهت جان پاک خاک بهاست

هست از نیست گفت و گوی محال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۲۹

 

خوشنویسی چو عارض خوبان

سخنم را به خط خوب آراست

لیک در هر غزل به سهو قلم

گاه چیزی فزود و گاهی کاست

کردم اصلاح آن من از خط خویش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

[۱] [۲]