گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «سیمیاید»

 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵

 

دل به حسرت ز سر کوی کسی می‌آید

مرغی از سدره به کنج قفسی می‌آید

شکری چند بخواه از لب شیرین دهنان

تا بدانی که چه‌ها بر مگسی می‌آید

در ره عشق پی ناله دل باید رفت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید

که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید

از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش

زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید

زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳۴

 

دعوی عشق ز هر بوالهوسی می آید

دست بر سر زدن از هر مگسی می آید

اوست غواص که گوهر به آرد، ورنه

سیر این بحر ز هر خار و خسی می آید

از دل خسته من گر خبری می گیری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۷۱

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‏آید

که ز انفاس خوشش بوی کسی می‏آید

از غم هجر مکن ناله و فریاد که من

زده‏ام فالی و فریادرسی می‏آید

کس ندانست که منزلگه آن دوست کجاست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۹

 

باز ازین راه صدای جرسی می آید

گویی از منزل معشوق کسی می آید

دم صبح ازنفس باد صبا مشکین شد

همدمی می رسد و همنفسی می آید

چشم بد دور ز شاخ شجر وادی طور

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۸

 

اشکم از دیده به دنبال کسی می آید

ناله بر لب، پی فریادرسی می آید

آتشم گر زده ای، شمع صفت خندانم

شکر جور تو کنم، تا نفسی می آید

محمل ناز که در سینهٔ ما صحرایی ست؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی