گنجور

جیحون یزدی » دیوان اشعار » مراثی » شمارهٔ ۲ - ورود سر مبارک آنحضرت بر دیر راهب

 

صبحگاهان که عمر سربگرفت ازکف وی

گفت با ناله که ای فرقه دلداده بغی

دیگر این تافته سر را مفرازید به نی

که بسی منزلتش هست برداور حی

جیحون یزدی
 

صفی علیشاه » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۷

 

چونکه بنشینی در بزم و بری دست بمی

می‌برد حسرت از آن رزم روان جم و کی

ملک افسوس خورد کز چه بشر نبود وی

تا که آید بزمین صومعه گیرد در ری

اندران صومعه یک عمر نشیند تا کی

[...]

صفی علیشاه
 

صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۱۳ - در مدح حضرت علی بن موسی الرضا(ع)

 

تا تو را آمده در ملک خراسان ماوا

طوس فردوس برین گشت و نهالش طوبی

عرش یکتا به طواف در تو صبح و مسا

گشته با این عظمت ازره تظعیم دو تا

صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۱۳ - در مدح حضرت علی بن موسی الرضا(ع)

 

نازپرورده تنی را که چون جان داشت نبی

به جهان زینت آغوش رسول عربی

یک جهان تشنه به خونش همه خونخوار غبی

گشت چون مصحف اوراق ز هر شیخ وصیی

صامت بروجردی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۳ - مکالمه تخت و تاج بمناسبت وقعه هفتم محرم ۱۳۳۳

 

تخت با تاج همی گفت که ای افسر کی

گر شهنشاه کند عزم سپاهان از ری

آذر افروزد در دشت عراق از آزار

فروردین گردد بستان سپاهان در ری

کوه در زلزله افتد ز سم اسب یلان

[...]

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۷

 

رفته در منطقه جدی و در ایوان جدی

شده جائی که در آنجا عرب اندازد نی

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۷۳

 

گفتی ای دوست مرا با چه سمت می شمری

من چگویم که تو از حال دلم آگاهی

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۷۳

 

کار من چاکری و کار تو فرماندهی است

سمت بنده غلامی سمت تو شاهی

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۷۳

 

بنده چون گشتم هم تابعم و هم خاضع

شاه چون گشتی هم آمری و هم ناهی

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۷۳

 

بولای تو ز اخلاص کنم جانبازی

به خیال تو ز اخلاص کنم همراهی

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۷۳

 

با تو دلشاد چو در باغ بهاران بلبل

بی تو افسرده چو بر ریک بیابان ماهی

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۷۳

 

هر کجا پای نهی سر نهم اندر قدمت

جان فشانم برهت ای صنم خرگاهی

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۷۳

 

نشود یکسر مو کاسته از بندگیم

گر بیفزائی بر راتبه ام ورکاهی

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۷۳

 

ای امیری اگر از حال تو غافل شده دوست

تو مکن غفلت و اهل می خواهی

ادیب الممالک
 

طغرل احراری » دیوان اشعار » مسدسات » شمارهٔ ۳ - بر فرد گلشنی بخارایی

 

یاد باد آنکه ز مینای طرب ساغر می

همچو خیام بنوشیدم ازآن پی در پی

بود در محفل ما چنگ و رباب و دف و نی

کی زدم تکیه به کاوس کی و حاتم طی؟!

طغرل احراری
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۳۳ - حریق آمل

 

خاکِ آمل شده در زیرِ پیِ آتش‌، طی

ای مسلمانان‌، آبی بفشانید به وی

این همان خطهٔ نامی‌ست که از عهد قدیم

دورها کرده به امنیت و آسایش‌، طی

بوده در عهد منوچهر، یکی حصن عظیم

[...]

ملک‌الشعرا بهار
 
 
۱
۵
۶
۷
sunny dark_mode