گنجور

اشعار مشابه

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶

 

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم

از بد حادثه این جا به پناه آمده‌ایم

ره رو منزل عشقیم و ز سرحد عدم

تا به اقلیم وجود این همه راه آمده‌ایم

سبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

اقبال لاهوری » زبور عجم » ما که افتنده تر از پرتو ماه آمده ایم

 

ما که افتنده تر از پرتو ماه آمده ایم

کس چه داند که چسان اینهمه راه آمده ایم

با رقیبان سخن از درد دل ما گفتی

شرمسار از اثر ناله و آه آمده ایم

پرده از چهره بر افکن که چو خورشید سحر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲

 

گر چه بس منفعل از شرم گناه آمده ایم

تکیه بر مرحمت لطف اله آمده ایم

دست در دامن ملاح عنایت زده ایم

ما بدین بحر نه از بحر شناه آمده ایم

رقم جرم و گناه از صفحات عملم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۲

 

از ازل کشته آن طرز نگاه آمده‌ایم

صد گره در دل ازان زلف سیاه آمده‌ایم

بر سر کوی تو هر صبح چو آیینه مهر

همه تن چشم شده محض نگاه آمده‌ایم

موسی وادی عشقیم که تا طور وصال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

صامت بروجردی » کتاب التضمین و المصائب » شمارهٔ ۱۳ - همچنین

 

به سر کوی تو با حال تباه آمده‌ایم

ز پی دعوی عشق تو گواه آمده‌ایم

همچو سیاره به دنباله ماه آمده‌ایم

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم

از بد حادثه اینجا به پناه آمده‌ایم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۳ - تتبع خواجه

 

ما به میخانه پی دفع گناه آمده ایم

یعنی از زهد ریایی به پناه آمده ایم

سر به کونین نیاریم فرو از دو قدح

چو بگوئیم پی حشمت و جاه آمده ایم

روی چون بر ره میخانه نهادیم مزن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرعلیشیر نوایی