گنجور

شعرهای با وزن «فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)» و حروف قافیهٔ «ارم»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۴

 

خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم

سر مست گفته باشد من از این خبر ندارم

شب و روز می بکوشم که برهنه را بپوشم

نه چنان دکان فروشم که دکان نو برآرم

علمی به دست مستی دو هزار مست با وی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۵

 

دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم

ز تو درشکست عهدم ز تو باد شد قرارم

ز ره زیاده جویی به طریق خیره رویی

بروم که کدخدایم غله بدروم بکارم

همه حل و عقد عالم چو به دست غیب آمد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۷

 

نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم

به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم

چه کمی درآید آخر به شرابخانه تو

اگر از شراب وصلت ببری ز سر خمارم

چو نیم سزای شادی ز خودم مدار بی‌غم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۴

 

نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم

به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم

منم و هزار حسرت که در آرزوی رویت

همه عمر من برفت و بنرفت هیچ کارم

اگر به دستگیری بپذیری اینت منت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۲

 

به دکان می‌فروشان گروست هر چه دارم

همه خنب‌ها تهی گشت و هنوز در خمارم

ز گریزپایی من چو خبر به خانه آمد

نتوان به خانه رفتن، که ز خواجه شرم دارم

ز جهانیان برآمد خبرم به می‌پرستی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۴۶

 

نظری فگن به حالم که ز دست رفت کارم

به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم

تو چو صاحب عطایی طلب منست از تو

چو تو غالبی بهر کس به تو خویش می‌سپارم


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷

 

من و عشق و مستی عشق به جز این هنر ندارم

بجز این هنر چه باشد که ز خود خبر ندارم

بود از سر وصالش دل و فتنه جمالش

من و کنجی و خیالش سر شور و شر ندارم

ز در تو کی کشم پا مگر آنکه سر ببازم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۶۰

 

قدحی بیار ساقی که ز تویه شرمسارم

سر آن ندارم اکنون که به زهد سر در آرم

من از آن میی که خوردم ز ازل به باد لعلت

بدو چشم نیم مستت که هنوز در خمارم

نروم به طعن دشمن ز درت به هیچ پانی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی