گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶

 

می ده ای ساقی که می به درد عشق آمیز رازنده کن در می پرستی سنت پرویز را
مایه ده از بوی باده باد عنبربیز رادر کف ما رادی آموز ابر گوهر بیز را
ای خم اندر خم شکسته زلف جان آمیز رابر شکن بر هم چو زلفت توبه و پرهیز را
چنگ وار آهنگ برکش راه مست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷

 

جاودان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز رازنگیان سجده برند آن زلف جان آویز را
توبه و پرهیز کردم ننگرم زین بیش منزلف جان آویز را یا چشم رنگ آمیز را
گر لب شیرین آن بت بر لب شیرین بدیجان مانی سجده کردی صورت پرویز را
با چنان زلف و چنان چشم دلاویز ای عجبجای کی ماند درین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹

 

ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز راتا زمانی کم کنم این زهد رنگ آمیز را
ملکت آل بنی آدم ندارد قیمتیخاک ره باید شمردن دولت پرویز را
دین زردشتی و آیین قلندر چند چندتوشه باید ساختن مر راه جان آویز را
هر چه اسبابست آتش در زن و خرم نشینبدرهٔ ناداشتی به روز رستاخیز را
زاهدان و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲

 

هر خسی قیمت نداند ناله شبخیز را
خسروی باید که داند قدر این شبدیز را
خامشی دریا و گفت و گو خس و خاشاک اوست
پاک کن از خار و خس این بحر گوهر خیز را
دفتر گل را به آب چشم خواهد پاک شست
گر ببیند بلبل آن رخسار شبنم خیز را
تیزی مژگان او گفتم شود از خواب کم
خواب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲

 

ای که نام اشنوده باشی خسرو پرویز را
رو سفر کن تا ببینی خسرو تبریز را
بی گمان عاشق شدی شیرین برو فرهاد وار
گر بدی از لطف و حسن آن مملکت پرویز را
آفرین بر مادر گیتی و بر طبعش که او
نام خسرو کرد این شیرین شورانگیز را
لایق این مرتبه شیرین تواند بود و بس
گر شکر چین در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

باباافضل کاشانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱

 

ای پریشان کرده عمدا، زلف عنبربیز را
بر دل من دشنه داده غمزهٔ خونریز را
شد فروزان آتش سودایت اندر جان و دل
درفکن در جام بی رنگ، آب رنگ آمیز را
می پیاپی، بی محابا ده، میندیش از حریف
یاد می‌دار این دو بیت گفتهٔ دست آویز را
گر حریفی از دمادم سر بپیجاند رواست
بر کف من نه، که پور […]


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی