فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۳ - دیدار گودرز و فریبرز، سوگ کشتگان و مژدهٔ آمدن رستم و لاف کاموس
سپاهست چندان برین دشت و راغ
که روی زمین گشت چون پر زاغ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۷ - آمدن رستم نزد کیخسرو، آفرین ماهها، بزم باغ و پذیرفتن رهایی بیژن
همه دیبهٔ خسروانی بباغ
بگسترد و شد گلستان چون چراغ
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۰ - نبرد تنبهتن بیژن و هومان، کشتن هومان و آوردن سر و سلیح او به پیش گودرز
جگر خسته هومان بیامد چو زاغ
سیه گشت از درد رخ چون چراغ
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۵ - فتح گنگدژ و گریز نهانی افراسیاب، زاری زنان توران و بخشایش کیخسرو
که پوشیدهرویان از آن درد و داغ
شده لعل رخسارشان چون چراغ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱۵ - ساخت زیب خسرو و صلح با قیصر
به کردار انطاکیه چون چراغ
پر از گلشن و کاخ و میدان و باغ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۴۴ - داستان مهبود با زروان
بدو اندرون کاخ و ایوان و باغ
به یک دست رود و به یک دست راغ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۵۱ - تصمیم کسری به لشکرکشی و حرکت به سوی گرگان
چو برزد سر از کوه رخشان چراغ
زمین شد به کردار زرین جناغ
کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۲۴
دل شاد دار و پند کسایی نگاه دار
یک چشمزد جدا مشو از رطل و از تفاغ
عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید » شمارهٔ ۸۳
ای گرفته کاغ کاغ از خشم ما همچون کلاغ
کوه و بیشه جای کرده چون کلاغ کاغ کاغ
عسجدی » اشعار باقیمانده » شمارهٔ ۵۳ - از قطعه ای
ای گرفته کاغ کاغ از خشم ما همچون کلاغ
کوه و بیشه جای کرده چون کلاغ کاغ کاغ
ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۶۷
ناگاه همی زدم من، ای شمع و چراغ
از شهر به باغ با دلی پر غم و داغ
باغ ار چه بود جای تماشا و فراغ
دوزخ بود ای نگار، بی روی تو باغ
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۵ - در صفت آسمان گوید
یکی از بر خنگ زرین جناغ
یکی بر نوندی سیه تر ز زاغ
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸ - در صفت جان و تن گوید
شود خانه ویران و پژمرده باغ
بیفتد ستون و بمیرد چراغ
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان
میان آبگیری به پهنای راغ
شنا بردر آب شکن گیر ماغ
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان
شده زرد گلنارش از درد و داغ
به گرد اندرش گرد م پر زاغ
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۲ - خبر فرستادن کرشاسب پیش پدر
یکی دشت پیمان برّنده راغ
به دیدار و رفتار زاغ و نه زاغ
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۶ - رفتن گرشاسب به نزد ضحاک
به دست سیاهان می چون چراغ
همی تافت چون لاله درچنگ زاغ
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۹ - جنگ اول گرشاسب با لشکر بهو
ز بس هندو انبوه چون خیل زاغ
زبس خشت و خنجر چو رخشان چراغ
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو
ستاره چو گل گشت و گردون چو باغ
چو پروانه پروین و مه چون چراغ
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۴۱ - دیدن گرشاسب برهمن را
گلش گشته گل سرو زرینکناغ
چو پرّ حواصل شده پرّ زاغ
