عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۹۳ - سؤال کردن یکی از حسین منصور در دریافتن اسرار کلّ و جواب دادن او مسائل را
حقیقت پرده باز اینجاست ما را
از آن هر لحظهٔ غوغاست ما را
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۵ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)
کنون اصل دگر اینجاست ما را
کز آن اصلست این درخواست ما را
امیر شاهی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶
جان بهر تو در بلاست ما را
دل پیش تو مبتلاست ما را
پیشت بدعا برآورم دست
در دست همین دعاست ما را
هر شب به هوای خاک کویت
[...]
جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۳۲ - رفتن برادران پیش پدر و درخواست کردن که یوسف را علیه السلام همراه خود به صحرا برند
که از خانه ملالت خاست ما را
هوای رفتن صحراست ما را
شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۷
لعل لب تو شفاست ما را
درد تو همه دواست ما را
تا گشت جدا دلم ز تیغت
هر لحظه غم جداست ما را
دل آینۀ جمال یارست
[...]
میلی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹
از زلف تو شکوههاست مارا
کان سلسله بلاست مارا
هر چند که کشته جفاییم
چشمی به ره وفاست مارا
گفتی که شبی به بزم ما آی
[...]
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۹
از سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟
تن بوته گدازست تا سر بجاست ما را
راه سلوک ما را از خار می کند پاک
این آتشی که از شوق در زیر پاست ما را
از آشنای بسیار شادند اگر دگرها
[...]
حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶
تا عشق تو دلرباست ما را
بیداد تو جانفزاست ما را
چون لاله دل به خون تپیده
با داغ تو، آشناست ما را
گستاخ به سنبلت وزیده
[...]
رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸
کجا میل گلستان است ما را
گلستان - بی تو زندان- است ما را
ازان گل پیرهن افغان که از وی
گل حسرت بدامان است ما را
به دلدار و به جانان در ره عشق
[...]
سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱
چون جرم گنه وفاست ما را
هر نوع کشد سزاست ما را
از خنجر خویش خون ما ریخت
زین بیش چه خونبهاست ما را
هر وقت که با رقیب بنشست
[...]