گنجور

 
۱
۲
۳
۴
۲۹
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت بادنجان خوردن شیخ خرقانی

 

مادرش از خشم شیخ آورد شور

تا بدادش نیم بادنجان به زور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت غلامان عمید خراسان و دیوانهٔ ژنده‌پوش

 

دید آن خیل غلامان را ز دور

گفت آن کیستند این خیل حور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » سقایی که از سقای دیگر آب خواست

 

گفت ای ابلیس طبع پر غرور

در منی گم وز مراد من نفور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت عابدی که در زمان موسی مشغول ریش خود بود

 

مرد عابد دید موسی را ز دور

پیش او شد کای سپه سالار طور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت عابدی که در زمان موسی مشغول ریش خود بود

 

چون کلیم القصه شد بر کوه طور

بازپرسید آن سخن، حق گفت دور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت صوفیی که هرگاه جامه می‌شست باران می‌آمد

 

رشد باید مرد را در راه دور

تا نگردد از ره و رفتن نفور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مست

 

محتسب آن مرد را می‌زد به زور

مست گفت ای محتسب کم کن تو شور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت چوب خوردن یوسف به دستور زلیخا

 

چون زلیخا بانگ بشنودی ز دور

گفتی آخر سخت‌تر زن ای صبور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت مردی که از نبی اجازهٔ نماز بر مصلایی گرفت

 

چون نیامد بازکس زین راه دور

چون دهندت آگهی ای نا صبور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی طلب » گفتگوی شیخ ابوسعید مهنه با پیری روشن‌ضمیر دربارهٔ صبر

 

دید پیری روستایی را ز دور

گاو می‌بست و ازو می‌ریخت نور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی استغنا » حکایت مریدی که از شیخ خواست تا نکته‌ای بگوید

 

آن مریدی شیخ را گفت از حضور

نکته‌ای برگوی شیخش گفت دور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی حیرت » مادری که بر خاک دختر می‌گریست

 

کز کدامین گم شده ماندست دور

وز که افتادست زین سان نا صبور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی فقر » حکایت پروانگان که از مطلوب خود خبر می‌خواستند

 

شد یکی پروانه تا قصری ز دور

در فضاء قصر یافت از شمع نور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی فقر » حکایت پروانگان که از مطلوب خود خبر می‌خواستند

 

ناقد ایشان چو دید او را ز دور

شمع با خود کرده هم رنگش ز نور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی فقر » سؤال پاک‌دینی از نوری دربارهٔ راه وصال

 

گفت ما را هر دو دریا نار و نور

می‌بباید رفت راه دور دور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ » سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ

 

بر امیدی آمدیم از راه دور

تا بود ما را درین حضرت حضور

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ » حکایت خطی که برادران یوسف هنگام فروش او دادند

 

کور دل باد آنک این حال از حضور

قصهٔ خود نشنود چند از غرور

۱ بیت
عطار
 
 
۱
۲
۳
۴
۲۹
 
تعداد کل نتایج: ۵۷۴