گنجور

 
۱
۲
۳
۴
۵
۱۶
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۰ - آگاهی خسرو از رفتن شیرین نزد فرهاد و کشتن فرهاد به مکر

 

برآورد از سر حسرت یکی باد

که شیرین مرد و آگه نیست فرهاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۰ - آگاهی خسرو از رفتن شیرین نزد فرهاد و کشتن فرهاد به مکر

 

چو افتاد این سخن در گوش فرهاد

ز طاق کوه چون کوهی درافتاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۰ - آگاهی خسرو از رفتن شیرین نزد فرهاد و کشتن فرهاد به مکر

 

مگر خسفی که خواهد بودن از باد

طلاق امر خواهد خاک را داد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۱ - تعزیت‌نامهٔ خسرو به شیرین به افسوس

 

سراینده چنین افکند بنیاد

که چون در عشق شیرین مرد فرهاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۲ - مردن مریم و تعزیت‌نامهٔ شیرین به خسرو از راه باد افراه

 

چو خسرو بر فسوس مرگ فرهاد

به شیرین آن چنان تلخی فرستاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۲ - مردن مریم و تعزیت‌نامهٔ شیرین به خسرو از راه باد افراه

 

درخت مریمش چون از بر افتاد

ز غم شد چون درخت مریم آزاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۲ - مردن مریم و تعزیت‌نامهٔ شیرین به خسرو از راه باد افراه

 

گَه از بی‌داد این، آن را دهد داد

گَه از تیمار آن، این را کند شاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۲ - مردن مریم و تعزیت‌نامهٔ شیرین به خسرو از راه باد افراه

 

به نالیدن مکن بر مرده بی‌داد

که مرده صابری خواهد نه فریاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۲ - مردن مریم و تعزیت‌نامهٔ شیرین به خسرو از راه باد افراه

 

مخور غم تا توانی باده خور شاد

مبادا کز سرت مویی برَد باد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۳ - رسیدن نامهٔ شیرین به خسرو

 

به شیرین چند چربی‌ها فرستاد

به روغن نرم کرد آهن ز پولاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۴ - صفت داد و دهِش خسرو

 

در‌ِ خسرو همه‌ساله بدین داد

چو مصر از شُکر بودی شکّرآباد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۴ - صفت داد و دهِش خسرو

 

یک اسب بور ازرق‌چشم نوزاد

معطر کرده چون ریحان بغداد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۵ - شنیدن خسرو از اوصاف شِکر خانمِ اسپهانی (اصفهانی)

 

یکی گفت ارمن است آن بوم‌ ِ آباد

که پیکر‌های او باشد پری‌زاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۵ - شنیدن خسرو از اوصاف شِکر خانمِ اسپهانی (اصفهانی)

 

به شکر بَر ز شیرینیش بیداد

و زو شِکّر به خوزستان به فریاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۸ - دیدن شیرین و سخن گفتن با او

 

که دایم تازه باش ای سرو آزاد

سرت سبز و رخت سرخ و دلت شاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۹ - پاسخ دادن شیرین خسرو را

 

تو ساغر می‌زدی با دوستان شاد

قلم شاپور می‌زد، تیشه فرهاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۱ - پاسخ دادن شیرین خسرو را

 

چرا باید که چون من سرو آزاد

بود در بند محنت مانده ناشاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۱ - پاسخ دادن شیرین خسرو را

 

ترنج غبغبم را گر کنی یاد

زنخ بر خود زند نارنج بغداد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۷ - پاسخ دادن شیرین خسرو را

 

مزن طعنه مرا در عشق فرهاد

به نیکی کن غریبی مرده را یاد

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۲ - سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین

 

به ترک بی‌دلی گفتن دلت داد؟

زهی رحمت که رحمت بر دلت باد

۱ بیت
نظامی
 
 
۱
۲
۳
۴
۵
۱۶
 
تعداد کل نتایج: ۳۱۵