×
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۷
به ایوان شد و ساز رفتن گرفت
ز خواب پدر مانده اندر شگفت
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸
نماند این سخن یک زمان در نهفت
کس آمد به نزدیک پیران بگفت
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸
به نستیهن گرد کلباد گفت
که این کوه خاراست نه یال و سفت
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۹
برآورد گُرز گران را به کفت
سپه ماند از کار او در شگفت
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲۰
به یاران چنین گفت کاینت شگفت
کزین برتر اندیشه نتوان گرفت
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲۰
بپرسید و زو ماند اندر شگفت
غمی گشت و اندیشه اندر گرفت
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲۰
چو اندر گلستان به زین بر بخفت
تو گفتی که گشتست با کوه جفت
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲۱
بیامد به طوس سپهبد بگفت
که این رای را با تو دیوست جفت
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲۲
بفرمود تا گیو با نیزه تفت
به نزدیک آن بر شده باره رفت
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۱
جهاندار تا نیمی از شب نخفت
گذشته سخنها همه بازگفت
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
بجایی بخواهم فگندنت گفت
که اندر دو گیتی بمانی نهفت
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
که جانت شگفتست و تن هم شگفت
نخست از خود اندازه باید گرفت
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
مرا بویهٔ زال سامست گفت
چنین آرزو را نشاید نهفت
۱ بیت
تعداد کل نتایج: ۷۸۷
