ساغر کنگاوری » قصاید » شمارهٔ ۱
صنع جمیل خدا جمال محمد
قدرت کامل بود کمال محمد
اطلس زنگاری سپهر معلا
گوشهای از دامن جلال محمد
شعله طور کلیم و نور تجلی
[...]
ساغر کنگاوری » قصاید » شمارهٔ ۲
تنها به جن و انس نه مولا بود علی
فرمانروای عالم بالا بود علی
در پردههای غیب که جبریل ره نداشت
دانای راز ایزد دانا بود علی
ظلمتزدای عالم سفلیست از علا
[...]
ساغر کنگاوری » قصاید » شمارهٔ ۳
دلا تا کی زمینآسا خلاف از آسمان بینی
برافشان آستین تا آسمان را آستان بینی
یکی دامنفشان بگذر ز اوضاع جهان یکسر
که مردان خدا را بر جهان دامنفشا بینی
اگر اقلیم جان خواهی از این ملک جهان بگذر
[...]
ساغر کنگاوری » قصاید » شمارهٔ ۴
چیست آن مار که طرار دل آزار بود
راه ایمان زده در قصد دل زار بود
گاه غماز که از پرده برون آرد راز
که فسونساز شده محرم اسرار بود
گاه در جلوه در آید به قمر چون عقرب
[...]
ساغر کنگاوری » قصاید » شمارهٔ ۵
فتنه شورانگیخت یاران چیست تدبیر صواب
فتنه را تدبیر نتواند مگر جام شراب
دور گردون خاک میخواران دهد اینک به باد
ساقیا می ده که این آتش نمیرد جز به آب
آفتاب و ماه تا جام شراب است و شراب
[...]
ساغر کنگاوری » قصاید » شمارهٔ ۶
یا رب این کارخانه چین است
یا چمن کز شکوفه رنگین است
یا سپهر کواکب افروز است
که نمودار ماه و پروین است
یا مگر خطه بهشت است این
[...]
