گنجور

 
ساغر کنگاوری

تنها به جن و انس نه مولا بود علی

فرمان‌روای عالم بالا بود علی

در پرده‌های غیب که جبریل ره نداشت

دانای راز ایزد دانا بود علی

ظلمت‌زدای عالم سفلی‌ست از علا

رفعت فزای طارم اعلی بود علی

در عرش و فرش صاحب صدر کرامت است

سر سما و مظهر اسما بود علی

در آستین غیب یدالله بوده است

قدرت‌نمای قادر یکتا بود علی

در لوح آفرینش امکان به کلک غیب

صورت نگار آدم و حوا بود علی

نبود برون محیط و محاط از احاطه‌اش

تحت الثری و فوق ثریا بود علی

ذاتی‌ست متصف به جمیع صفات حق

مانند لا به صورت الا بود علی

توصیف چون کنم که ز ادراک عقل و فهم

چون ذات ذوالجلال مبرا بود علی

غواص دجله توبه به عقل خود ای حکیم

آهسته‌ ران سفینه که دریا بود علی

امروز را تو ضامن اخلاص خویش باش

من ضامنم که ضامن فردا بود علی

آسوده باش از غم دنیا و آخرت

ساغر تو را چو مرجع و ملجا بود علی