چیست آن مار که طرار دل آزار بود
راه ایمان زده در قصد دل زار بود
گاه غماز که از پرده برون آرد راز
که فسونساز شده محرم اسرار بود
گاه در جلوه در آید به قمر چون عقرب
گاه چون قوس که در زهره زرهوار بود
گاه در صفحه ایمان بود او صدرنشین
گاه خود مایه کفر آمده زنار بود
گه چو طاووس بهشتی بود او بالفشان
گاه چون زاغ که در گوشه گلزار بود
گاه از برگ گل آویخته سنبل باشد
گاه چون سبزه در آورد چمن خار بود
گه ز افتادگیش محرم هر خار شود
گاه از سرکشیش صحبت گل عار بود
گاه آشفته چو دلهای پریشان باشد
گاه جمع آمده همچون سر یکتار بود
گر نه تار است چرا رشته جانها باشد
گر نه طور است چرا مطلع انوار بود
گر نه او مایه پیرایه حسنت و جمال
از چه رو غالیهسای رخ دلدار بود
گر نه بر چهره خورشید بود ابر محیط
از چه دارنده هر برق شرربار بود
گر نه چون بخت سیاه من حیرت زده نیست
از چه دائم همه شب خفته نگونسار بود
فی المثل افعی گنج است ولی گنج مراد
نه چو گنجی که پر از درهم و دینار بود
گنج حسنی که همه ناز و غرور است در او
خازنش گوهر گنجینه قاجار بود
آن یگانه گهر پاک دل و پاک سرشت
که نکوروی و نکوخوی و نکوکار بود
گل نه هرگز به چنین حسن و لطافت باشد
سرو هرگز نه به این شیوه و رفتار بود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.