دلا تا کی زمینآسا خلاف از آسمان بینی
برافشان آستین تا آسمان را آستان بینی
یکی دامنفشان بگذر ز اوضاع جهان یکسر
که مردان خدا را بر جهان دامنفشا بینی
اگر اقلیم جان خواهی از این ملک جهان بگذر
که خود را هم جهان جان وَ هم جان جهان بینی
تو مرغ عرش پروازی ز دام تن قفس بشکن
به همت بال و پر بگشا که سیر لامکان بینی
از این ظلمات جسمانی چو روح الله مجرد شو
که بر افلاک خود را رهبر روحانیان بینی
تو در این عالم خاکی اگر پاکی بر افلاکی
سزد خود را ز چالاکی قرین قدسیان بینی
به میدان هوا چون شاه ترکان منهزم تا کی
فریدون شو که که در جیشت درفش کاویان بینی
ز ناکامی طلب کن کام دل تا کامران کردی
نبینی کام دل تا خویشتن را کامران بینی
چه میخواهی حیاتی را که چندانش بقا نبود
ز هستی نیستی جو تا حیات جاودان بینی
در این ویران ویرانه ببر از خویش و بیگانه
بسا ویرانی خانه که از این خانمان بینی
تو را یک چند بر این خانه و خوان میهمان خواندند
زهی نادانی و غفلت که خود را میزبان بینی
هزاران چون تو را پرورد و این مادر دوران
ز نادانی تو این نامهربان را مهربان بینی
در این منزلگه فانی چنان آسوده میمانی
که هر سو کاروانی را ز مرگش ساربان بینی
تو را تا از خمار خواب مستی دیده بگشاید
نه مرد از همرهان یابی نه گرد از کاروان بینی
دهد تا باغبانت رخصت نظاره گلشن
ز گلبن خاربن یابی ز بلبل آشیان بینی
به جولانگاه عشقش عاقبت گویی بزن تا کی
خم زلف بتان بر گردم جان صولجان بینی
هزاران نکته باریک دارد حسن مهرویان
تو ای کوتهنظر تا کی همین موی و میان بینی
صفای خلوت خاطر از خلوتگاه رندان جو
که انوار خدا را در خرابات مغان
اگر در حلقه رندان شبی مست و خراب افتی
خبر از بیخبر یابی نشان از بینشان بینی
اگر فر گدایی از در پیر مغان یابی
گدایان درت را خسرو جمشیدشان بینی
به عالم گر به روز آری شبی در خلوت خاصان
برون از هر دو عالم عالم دیگر عیان بینی
چه عالم اندر او هر جان که یابی ممتحن یابی
چه عالم اندر او هر تن که بینی ناتوان بینی
چه عالم عالم عشقی که سر تا سر فضایش را
همه صحرای بیپایان و بحر بیکران بینی
چه صحرا مسکن شوریده دل دیوانگان یابی
چه دریا مکمن توفان و توفان دیدگان بینی
چه صحرا آهوانش را پلنگ تنشکن یابی
چه دریا ماهیانش را نهنگ جانستان بینی
چه دریا ساحلش را ورطه موج بلایابی
چه صحرا ساحتش را ساحل هون و هوان بینی
فروزان تف آن صحرا ز سوز عاشقان یابی
نمایان موج آن دریا ز خون دوستان بینی
در آن صحرا مراد از رهرو بیخانمان جویی
در آن دریا مراد از کشتی بیبادبان بینی
به مردی زن قدم چون سالکان گر رهرو عشقی
که این دریا و صحرا را محل امتحان بینی
گدای بیسر و پا شو به راه عشق پویا شو
که پای بیسر و پایان به فرق فرقدان بینی
چو منصور ار نشینی بر در دکان حلاجی
انا الحق را عیان گویی چو دارو ریسمان بینی
ز نام و ننگ بگذر تا بماند نام نیک از تو
که نام نیک مردان را به نیکی داستان بینی
گل مقصود اگر خواهی به باغ عشق رو کآنجا
نه آسیب خزان یابی نه برق بیامان بینی
اگر راه حقیقت را به پای عشق پیمایی
همه خارا و خارش را حریر و پرنیان بینی
ز الفاظ و معانی جز حدیث عشق اگر خوانی
همه گفتار بیمعنی و تقریر و بیان بینی
حدیث عشق نبود نکته کاندر زبان آید
اگر صد نکتهدان در مکتب یونانیان بینی
چراغ دیده و دل را به نور عشق روشن کن
که در ظلمات اسکندر زلال خضر جان بینی
بشوی از لوح دل اوراق (الفاظ) علم نکتهدانی را
علوم عشق از بر کن که خود را نکتهدان بینی
تو با این جهل و نادانی رموز عشق کی دانی
که کُه را کاه میخوانی و کَه را کهکشان بینی
به راه کجروی تا کی نشینی پشت بر مقصد
ز روی راستی پیش آ که رای راستان بینی
خطای خود ببین تا کی خطا بر این و آن گیری
به عیب خود نگر تا چند عیب دیگران بینی
همان به کاندر این عالم دلی از خود نیازاری
که اینجا هر چه بینند از تو خلق آنجا همان بینی
بد و نیک جهان از خود به آن گر مرد دانایی
چرا از آسمان نالی از اختران بینی
به عالم همت عالیگزین از منت دونان
شکیبایی ز گل بهتر که شکل باغبان بینی
به بازار محبت مایه صدق و ارادت بر
و گر نه زاین همه سودا و سود آنجا زیان بینی
پر از در معانی بین و گنج شایگانش دان
قوافی را اگر در سلک نظم شایگان بینی
مگو ساغر نیستی این همه بیهوده میلافد
اگر امروز او را مست از رطل گران بینی
نه امروزش بود مستی که فردا مستی او را
ز دست ساقی کوثر امیر مومنان بینی
علی و عالی و اعلا که مردی و صفاتش را
برون از حد فهم و عقل و ادراک و گمان بینی
اگر خواهی که بینی قدر کمتر بنده او را
چنان بینی که پنداری زمین و آسمان بینی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.