صنع جمیل خدا جمال محمد
قدرت کامل بود کمال محمد
اطلس زنگاری سپهر معلا
گوشهای از دامن جلال محمد
شعله طور کلیم و نور تجلی
پرتوی از جلوه جمال محمد
نور الهیست لامع از تتق غیب
طلعت زیبای بیمثال محمد
آینه بهر مثال باشد از آن رو
آینه حق بود مثال محمد
خامه ایجاد صورت ازلی را
نقش محمد کشیده و آل محمد
مایه ترکیب را مزاج طبایع
معتدل آمد ز اعتدال محمد
خضر ز آب بقا نبودی سیراب
گر نشدی تشنه زلال محمد
لوح دلم پاک از آن شده است که دردی
نقش نبسته است جز خیال محمد
خلق نکردی خدا نه نار و نه نیران
گر نشدی خصم بدخصال محمد
مسند توفیق جوی و صدر سعادت
جای گزین در صف نعال محمد
ختم رس را به مال و جاه چه حاجت
فقر و فنا بود جاه و مال محمد
خواجه ساغر گرش قبول نمایند
قنبر حیدر بود بلال محمد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد
وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت
[...]
ماه بود عکسی از جمال محمد
مشک شمیمی ز زلف و خال محمد
در چمن «فاستقم » قدم ننهاده
سرو روانی به اعتدال محمد
حرف شناسان نقش کلک قدم را
[...]
پرده برافتاد از جمال محمد
شد زعلی ظاهر اعتدال محمد
درخور اکملت دینکم چه عمل کرد
شد بدو عالم عیان کمال محمد
اینکه طلب کار وصل شاهد غیبی
[...]
روی مه آئینه جمال محمد
طلعت خورشید پایمال محمد
سایه ندارد که آفتاب فلک نیز
آمده در سایه ظلال محمد
خضر که خورد آب زندگی و بقا یافت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.