خواهد اگر، به جلوه آن روی منوّر آورد
آینه ی جمال خورشید مکدّر آورد
جز رخ و زلف و قامت معتدلش در این جهان
کس نشنیده سرو را، سنبل و گل بر آورد
برگذرد، به هر زمین با قد و قامتی چنین
تا به قیامت از زمین سرو و صنوبر آورد
گیسوی چون کمندش افکنده زدوش تا کمر
تا به کمند و بند خورشید به چنبر آورد
وه چه علی اکبری آنکه چو مهر خاوری
برگذرد ز چرخ اگر، هی به تکاور آورد
برگذرد زچرخ و از سمّ سمند تیز تک
شکل هلال و اختر و ماه مصوّر آورد
درگه رزم، رمحش از رامح چرخ بگذرد
نیزه ی او شکست بر، گنبد اخضر آورد
الحذر الحذر، به گردون رسد از نبرد او
بانگ امان والامان گوش جهان کر آورد
العجل العجل زتیغش به قتال دشمنان
قابض روح را، در آن مرحله مضطر آورد
تا شده زعفرانی از خوف رخ عدوی او
چهره ی او ز تیغ چون لاله ی احمر آورد
در صف کارزار، با شوکت و سطوت نبی
بر همه ظاهر و عیان صولت حیدر آورد
شور شهادتش به سر بود، وگرنه کی توان
تیغ به تارکش فرو منقذ کافر آورد
بهر طراز نیزه می خواست که بر سر سنان
کاکل غرقه خون و آن جُعد معنبر آورد
چون ز شراره ی عطش لعل لبش کبود شد
خواست گلوی تشنه ی خویش زخون تر آورد
خواست شود فدایی کوی پدر، به کربلا
تا که به عرصه ی جزا، برکف خود سر آورد
بر کف خود سرآورد، بهر چه از برای آن
تا به گلوی تشنگان آب ز کوثر آورد
آب ز کوثر آورد، بهر که از برای آن
کس که ز آب دیده رخساره ی خودتر آورد
خواهد اگر رقم کند قصّه ی تشنه کامی اش
کلک «وفایی» از غمش شعله ی آذر آورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیهای والای علی اکبر، فرزند امام حسین (ع) در کربلا میپردازد. شاعر با ستایش از زیباییها و شجاعت او، تصویری زیبا و قدرتمند از او خلق میکند. علی اکبر مانند خورشید درخشانی است که بر زمین گذر میکند، قامت او مانند سرو است و گیسوانش به مانند کمند، زیبا و جذاب به نظر میرسد. در میدان جنگ، او با شجاعت و قدرت در برابر دشمنان میایستد و با تیغی برنده، مصمم به دفاع از حق و خاندان خود است. او در عین حال از عطش و تشنگی رنج میبرد و برای نجات مردم در تلاش است. شعر به غم و اندوه او در سرزمینی که در آن، تشنگی و یا مرگ را باید تجربه کند، نیز اشاره دارد. در نهایت، شاعر خواهان ثبت این دلاوریها و جانفشانیهای علی اکبر در تاریخ است.
هوش مصنوعی: اگر او بخواهد، جلوهگری چهرهام میتواند آینهی زیبایی خورشید را کدر کند.
هوش مصنوعی: در این جهان، هیچ کس جز به چهره و مو و قامت موزون او توجه نکرده است. زیباییهای دیگر مانند سرو و سنبل و گل هم به پای او نمیرسند.
هوش مصنوعی: او با چنین قامت بلندی، از هر زمین میگذرد و تا قیامت از زمین، درختان سرو و صنوبر خواهد رویید.
هوش مصنوعی: مویی که مانند چنگکی بر دوش او افتاده تا به کمرش میرسد، خورشید را در حلقهای به بند کشیده است.
هوش مصنوعی: چه فرد بزرگواری است علی اکبر که همچون خورشید درخشان، اگر از آسمان بگذرد، با عظمت و شکوه خود، همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد و به سمت خود جذب میکند.
هوش مصنوعی: زمان به سرعت میگذرد و از چرخ گردان زندگی یا سمند تندرو گذر میکند، شکلهای زیبایی چون هلال، ستاره و ماه را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، نیزه او به قدری قوی است که از دامان چرخ هردم میگذرد و میتواند قبه سبز (بهشت) را در هم بشکند.
هوش مصنوعی: باید بسیار مراقب باشیم، زیرا صدای جنگ او به آسمان میرسد و از شدت آن، گوشهای دنیا کر میشود.
هوش مصنوعی: زودتر اقدام کنید، زیرا تیغ شما در نبرد با دشمنان، جان را در آن مرحله به شدت مضطرب و نگران میکند.
هوش مصنوعی: چهرهی او به خاطر ترس از دشمنش رنگ زعفرانی شده و مانند گل لالهی قرمز به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، با شکوه و قدرت پیامبر، بر همگان روزی حیدر (علی) را درخشان و نمایان کرد.
هوش مصنوعی: شور و حال او برای شهادت به پایان رسیده است، وگرنه چه کسی میتواند تیغش را به تیرک تیرکشی که یک کافر را نجات میدهد، نزدیک کند؟
هوش مصنوعی: برای نمایان ساختن زیباییاش، نیزهای میخواست که بر روی سرش، موهایی خونین و آشفته داشته باشد و آن جلوهای خاص و معنادار به همراه بیاورد.
هوش مصنوعی: وقتی که لبانش از شدت تشنگی کبود شد، تصمیم گرفت که با خون خود، تشنگی درونش را تسکین دهد.
هوش مصنوعی: خواسته است که برای پدرش جانش را فدای کوی او کند و به کربلا برود، تا اینکه در روز جزا سرش را با دستان خود بیاورد.
هوش مصنوعی: در دستان خود به یادگار چیزی آورد که به خاطر آن به تشنگان آب از چشمه کوثر برساند.
هوش مصنوعی: آب کوثر برای کسی آورده میشود که از اشک چشمانش برای زیبایی و چهرهاش مایه میگذارد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهد داستان تشنهکامیاش را بنویسد، قلم «وفایی» از غمهای او آتشِ سوزانی به وجود میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دختر طبعم از سخن رشته به گوهر آورد
بهر طراز مدحت دخت پیمبر آورد
دختر از این قبیل اگر هست هماره تا ابد
مادر روزگار، ای کاش که دختر آورد
آورد از کجا و کی مادر دهر این چنین
[...]
دلبر من بچهره چون زلف معنبر آورد
مهر نخوشه جا دهد مه بدو پیکر آورد
میوه ندید سرو را کس بجهان تو بوالعجب
از چه گلی که سرو تو میوۀ شکر آورد
صد ره ا گر بری سرم شعلۀ شمع پیکرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.