وفایی شوشتری
»
دیوان اشعار
»
مدایح و مراثی
»
شمارهٔ ۳۹ - در مدح و منقبت و ذکر شهادت حضرت علی اکبر (ع)
طبع شرر فشانم ار شعله ی آذر آورد
بلبل نطقم از کجا طبع سمندر آورد
بلبل آن گلم که پیوسته زبوی سنبلش
باغ بهشت را خداوند معطّر آورد
آنکه خدای اکبرش خلق نموده تا مگر
نام گرام خویش را خالق اکبر آورد
کرده خدا رسول را، مظهر خود برای آن
تا مگرش برای خود مظهر و مظهر آورد
شعشعه ی جمال او مظهر نور احمدی
طنطنه ی جلال او یاد، ز حیدر آورد
می سزد، آنکه دادگر دفتر و مصحفی دگر
در صفت جلال و جاه علی اکبر آورد
از لب روح بخش و از آینه ی جمال خود
معجزه و کرامت از خضر و سکندر آورد
بهر طلوع ماه رخساره اش از سپهرِ زین
اختر طبع آتشین مطلع دیگر آورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیفاتی زیبا از جلوههای الهی و صفات محبوب خداوند است. شاعر با استفاده از تصاویری چون شرر، بلبل، و گل، به زیباییهای خدا و پیامبرش اشاره میکند. او به تواناییهای الهی و قدرت خداوند در آفرینش و ظهور جمال خود میبالد و ارتباط میان معجزات و شخصیتهای بزرگ تاریخ مانند خضر و سکندر را به تصویر میکشد. همچنین، شاعر از جلال و عظمت علی اکبر به عنوان یک نماد از صفات الهی یاد میکند و با شیوایی خاص، خواهان شناخت و درک این زیباییهاست.
هوش مصنوعی: من اگر آتش به پا کنم، این ناشی از طبیعتم است؛ اما اگر بلبل آواز سر دهد، باید از کجا استعداد سمندر را بیاورد؟
هوش مصنوعی: بلبل، عاشق گلی است که همیشه با عطر سنبل خود، باغ بهشت را خوشبو میکند.
هوش مصنوعی: آنکه خداوند بزرگ او را خلق کرده، تا خالق بزرگ خود را به نامی ارجمند معرفی کند.
هوش مصنوعی: خداوند پیامبرش را به عنوان نمادی از خود قرار داده تا انسانها او را بشناسند و به درک خویش نزدیکتر شوند.
هوش مصنوعی: زیبایی او همانند نوری از احمد (پیامبر) میدرخشد و عظمت او یادآور قدرت حیدر (علی) است.
هوش مصنوعی: شایسته است کسی که انصاف را در دفتری نو یا متنی دیگر به وصف عظمت و مقام علی اکبر بیان کند.
هوش مصنوعی: از لب شیرین و دلنوازش، و از زیبایی خود، معجزه و قدرتی مثل خضر و سکندر به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: به خاطر طلوع ماه، چهرهاش از آسمان، به مانند ستارهای درخشان، نوری تازه و دلربا به ارمغان آورده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دختر طبعم از سخن رشته به گوهر آورد
بهر طراز مدحت دخت پیمبر آورد
دختر از این قبیل اگر هست هماره تا ابد
مادر روزگار، ای کاش که دختر آورد
آورد از کجا و کی مادر دهر این چنین
[...]
دلبر من بچهره چون زلف معنبر آورد
مهر نخوشه جا دهد مه بدو پیکر آورد
میوه ندید سرو را کس بجهان تو بوالعجب
از چه گلی که سرو تو میوۀ شکر آورد
صد ره ا گر بری سرم شعلۀ شمع پیکرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.