دلم فتاده بر آن زلف پرشکن که تو داری
قرار برده ز من آن لب و دهن که تو داری
لبت چُو غنچه، رُخَت چون بنفشه، زلف چُو سنبل،
کسی ندیده از این خوبتر چمن که تو داری
ز بوی پیرهنت زنده میشود دل مرده
چه حکمت است در این بوی پیرهن که تو داری
کجاست شهر و دیار و کجا بود وطن تو
خوشا به مردم آن شهر و آن وطن که تو داری
مرا غلام خودت کن که هیچ خواجه ندارد
چنین غلامِ هنر پیشه ای ، چُو من که تو داری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیباییهای معشوق خود سخن میگوید. او به زلفهای پرشکن و لبهای جذاب معشوق اشاره میکند و زیبایی او را بینظیر میداند. شاعر میگوید که بوی پیراهن معشوق او را زنده میکند و به هنر و مهارت خود به عنوان غلام او افتخار میکند. در نهایت، او خواستار این است که معشوقش او را به عنوان غلام خود بپذیرد.
هوش مصنوعی: دل من به زلفهای زیبای تو دل بسته و از آن لبها و دهن تو آرامش و قرارم را گرفته است.
هوش مصنوعی: لبهای تو مانند غنچه است، صورتت مانند بنفشه زیباست و مویت شبیه سنبل خوشبوست. هیچکس در چمن زار چنین زیبایی را که تو داری، ندیده است.
هوش مصنوعی: از بوی پیراهن تو، دل مرده من زنده میشود. چه رازی در این بوی پیراهن تو نهفته است!
هوش مصنوعی: کجاست آن شهر و سرزمین تو؟ چه زیباست زندگی مردم آن شهر و آن دیاری که تو در آن زندگی میکنی.
هوش مصنوعی: من را بنده خودت قرار بده، زیرا هیچ کسی مانند من که هنرمند و در خدمت تو هست، چنین بندهای ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم فتاده در آن زلف پر شکن که تو داری
قرار بده ز من، آن لب دهن که تو داری
قدت چو سرو، خطت چون بنفشه، زلف چو سنبل
کسی ندیده از این خوبتر چمن که تو داری
عجب ز فتنه این چشم فتنه بار تو دارم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.