گنجور

 
شاطرعباس صبوحی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «من ندانم به چه تدبیر بدام آرمشان» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ن» است.

حرف آخر قافیه

ب
ت
د
ر
ف
م
ن
و
ی

شب: دست بر زلفش زدم، شب بود، چشمش مست خواب - برقع از رویش گشودم تا درآید آفتاب

فال قهوه: چون قهوه بدست گیرد آن حب نبات - از عکس رُخش قهوه شود آب حیات

ناله: چشمان تو با فتنه بجنگ آمده است - ابروی تو غارت فرنگ آمده است

ستمگر: هر قدر زلف تو ای سلسله مو سلسله دارد - به همان قدر دلم از تو ستمگر گله دارد

خون سیاوش: ابروی تو رفته رفته تا گوش آمد - گیسوی تو حلقه حلقه تا دوش آمد

نقاش: کشید نقش تو نقاش و اشتباه کشید - به جای آنکه کشد آفتاب ماه کشید

برزخ: دست برزخ گرفت و سوخت مرا - نیست این سوختن ز حکمت دور

دود سیه: در آب پر غراب افتاده مگیر - یا تودهٔ مشک ناب افتاده مگیر

گهر: هر روز گرفت خانهٔ کعبه شرف - از مولد شیر حق، شهنشاه نجف

بدر: نموده گوشهٔ ابرو به من مهی لب بام - هلال یک‌شبه دیدم به روی بدر تمام

آهو: مردم از حسرت آهو روشان و رمشان - من ندانم به چه تدبیر بدام آرمشان

ماکو: خیّاط پسری بود به دستش ماکو - گفتم که دلی که برده ای از ماکو

عاقبت به خیر: ترسا پسرا مسیح سیرم کردی - من شیخ بدم راهب دیرم کردی

اشک: چه شد که بر گل عارض گلاب می‌ریزی - ستاره بر رخ این آفتاب می‌ریزی

سپیده دم: برداشت سپیده دم حجاب از طرفی - بگرفت نگار من نقاب از طرفی

چشم تر: ای دلبر عیسی‌نفس ترسایی - خواهم به برم شبی تو بی‌ترس آیی