تا در آن حلقهٔ زلف تو گرفتار شدم
سوختم تا که من از عشق خبردار شدم
من چه کردم که چنین از نظرت افتادم
چارهای کن که به لُطف تو گنهکار شدم
خواب دیدم که سر زلف تو در دستم بود
بوی عطری به مشامم زد و بیدار شدم
تا در آن سلسلهٔ زلف تو افتادم من
بیسبب چیست که پیش نظرت خوار شدم
برو ای باد صبا بر سر کویش تو بگو
که ز مهجوری تو دست و دل از کار شدم
جان به لب آمد و راز تو نگفتم به کسی
نقد جان دادم و عشق تو خریدار شدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عمیق خود نسبت به معشوقش سخن میگوید. او از گرفتار شدن در عشق و سوختن از این احساس صحبت میکند و احساس میکند که به دلیل عشقش خوار و بیارزش شده است. در خواب تصوری زیبا از معشوق دارد، اما وقتی بیدار میشود، با واقعیت تلخی مواجه میشود. گویی او در حال به تصویر کشیدن درد فراق و محبتش است و به باد صبا میگوید که پیغامش را به معشوق برساند. در نهایت، شاعر جانش را به خاطر عشق داده و احساس میکند که عاشق شدنش او را به گناهکار تبدیل کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی در حلقهٔ موهای تو گرفتار شدم، سوختم تا اینکه متوجه شدم که عاشق تو هستم.
هوش مصنوعی: من چه اشتباهی مرتکب شدم که نظر تو نسبت به من تغییر کرده است؟ لطفی کن و راه حلی پیدا کن، زیرا به خاطر مهربانی تو دچار گناه شدم.
هوش مصنوعی: در خواب دیدم که موهای تو را در دستم دارم. بویی معطر به بینیام رسید و ناگهان بیدار شدم.
هوش مصنوعی: زمانی که در زلف زیبای تو گرفتار شدم، نمیدانم چرا پیش تو بیارزش و خوار شدم.
هوش مصنوعی: ای باد صبا، به سوی معشوقم برو و به او بگو که به خاطر جداییاش، قلب و روحم از کار افتاده و دلم در عذاب است.
هوش مصنوعی: جانم به پایان رسید و هیچکس را از راز تو آگاه نکردم؛ جانم را به بهای عشق تو بخشیدم و عاشق تو شدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از پس عمر شبی هم نفس یار شدم
خواب بود آن همه گویی تو، چو بیدار شدم
وقتی آن چشمه خورشید بدین سوی نتافت
گر چه در کوی غمش سایه دیوار شدم
موی گشتم ز غم و بار اجل می بندم
[...]
از سر سوز جگر بر در آن یار شدم
با دلی پر ز غم و دیده ی خونبار شدم
گفتم از روی ترحّم جگر ریش مرا
مرهمی نه که به کام دل اغیار شدم
سالها خون جگر خوردم و از دست غمش
[...]
جز در عشق بهر در که شدم خوار شدم
خار بودم همه از عشق تو گلزار شدم
داشتم تا خبر از خویش نبودم خبری
تا شدم مست می عشق تو هشیار شدم
حرف ما گوش نمیکرد چه گفتیم رضی
[...]
هرکجا ساخت غمی دایره مسمار شدم
هر کجا نقطه شد انده خط پرگار شدم
بوی یار من ازین سست وفا می آید
گلم از دست بگیرید که از کار شدم
بس کزو شد برم آسوده، دو دستم در خواب
[...]
بسکه از بار غم دهر گرانبار شدم
همه رو سجده کنان تا در خمار شدم
شیشه پیچ دل از مستی من خود نشکست
من باین دل شکنان از چه گرفتار شدم
خرم از ابر بهاری نشدم طالع بین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.