گل شکفت و آن گل رخسار یاد آمد مرا
سرو دیدم آن قد و رفتار، یاد آمد مرا
صبح، دیدم قطرِهٔ شبنم به روی برگ گل
زان لب و دندان گوهر بار، یاد آمد مرا
چون به طرف گلستان آمد سحر باد صبا
از نسیم روحبخش یار، یاد آمد مرا
روی گل دیدم، گریبان چاک کردم غنچه را
هر زمان کان سرو خوشرفتار، یاد آید مرا
شب صبوحی پیش اهل دل ز هامون میگذشت
زان دل دیوانهٔ افگار، یاد آمد مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با توصیف زیباییهای طبیعت، به یاد معشوق و لحظات عاشقانهاش میافتد. گل و سرو نمادهای زیبایی و عشق هستند که به یاد او میآورند. صبحگاه با دیدن شبنم به یاد لب و دندان زیبای معشوق میافتد و با نسیم لطیف صبح همچنان حس یادآوری آن یار در دلش زنده میشود. همچنین، او از عشقش به غنچه و زیباییهای گلستان سخن میگوید و در نهایت به حالت دیوانهوار دلش در شب صبوحی اشاره میکند که از ذهنش نمیرود.
هوش مصنوعی: گل شکفت و زیبایی چهرهاش به یادم آمد. سرو را دیدم و آن قامت و رفتار دلربایش به یادم افتاد.
هوش مصنوعی: صبح، وقتی نگاه کردم، قطره شبنمی را بر روی برگ گل دیدم که یادآور زیبایی و درخشندگی لب و دندان کسی بود که برایم خاطرهانگیز است.
هوش مصنوعی: وقتی صبح سحر به سوی گلستان حرکت کردم، نسیم دلانگیز یارم به یادم آمد.
هوش مصنوعی: در باغ، وقتی به گل نگاه کردم، به یاد سرو زیبای دوست، دلم را زخم کردم و غنچه را شکافتم، چرا که هر بار که یاد او میافتم، احساس غم و دلتنگی میکنم.
هوش مصنوعی: در یک شب دلانگیز، وقتی که بادهنوشان در کنار هم بودند، یاد آن دل دیوانه و غمگین به خاطرم آمد، در حالی که از جایی به نام هامون میگذشتند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.