پدر، خواهد ببرّد زلفکان چون کمندش را
پسر حیران، که چون سازد گرفتاران بندش را
کند کوتاه، دست از زلف و از لعل شکر خندش
نداند کاین دو هندو، پاسبانانند قندش را
سپندش خال و دودش زلف و آتش، پرتو رویش
عبث بیدود میخواهی بر این آتش، سپندش را
نکرده هیچ ابرو خم به قطع زلف میماند
کمانداری که داد از دست ار پیچان کمندش را
صبوحی آنقدر نگذاشت آن زلف دوتا برجا
که گیری یک شب و بوسی دو لعل نوشخندش را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف رابطهای عاشقانه و پیچیده میپردازد. پدر در تلاش است تا زلفهای زیبای دختر را بهسان کمندی دربیاورد، در حالی که پسر در حیرت است که چگونه میتواند از بندهای عشق و جذابیت او رهایی یابد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که زیباییهای دختر مانند زلف و لبهایش، نگهبانان قند او هستند و بدون وجود آنها، جذابیتی نخواهد داشت. همچنین، ابرو و زلفهای او به گونهای طراحی شدهاند که به راحتی نمیتوان از آنها گذشت. در نهایت، شاعر اشاره میکند که عشق و جذابیت دختر بهقدری زیاد است که حتی یک شب هم نمیتواند بدون یادآوری آنها سپری شود.
هوش مصنوعی: پدر میخواهد زلفهایش را به مانند کمند به دست بگیرد، اما پسر در حیرت است که این کار را چگونه میتواند انجام دهد و چگونه میتواند کسانی را که در دام او افتادهاند، رها کند.
هوش مصنوعی: با دقت و احتیاط، به زلف و لبخند شیرین او نزدیک نشوید، زیرا این دو زیبایی مانند نگهبانانی هستند که شکرینی را که دارد، محافظت میکنند.
هوش مصنوعی: او به زیبایی و جذابیت عشقش اشاره میکند؛ خال، زلف و آتش به عنوان نمادهای عشق و علاقه توصیف میشوند. در واقع، او میگوید که برای برقراری حرارتی که از عشق برمیخیزد، لازم است که از عناصر اصلی آن بهره بگیریم. این عشق نیازی به تظاهر یا ظاهرسازی ندارد و به طرز طبیعی و واقعی احساس میشود.
هوش مصنوعی: ابروهای خم نکرده در کنار زلفهای خوش فرم، به مانند کمانداری است که ریسمان کمانش را از دست داده و دیگر نمیتواند تیر را پرتاب کند.
هوش مصنوعی: صبحگاهی آنقدرهمه چیز را به هم ریخت که نمیتوانی یک شب سراغ آن زلف دوگانه بروی و لبان زیبایش را ببوسی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چنین است اقتضا رعنائی قد بلندش را
که زیر ران او بیخود به رقص آرد سمندش را
به دنبال اجل جانها دوند از شوق اگر آن بت
کند دنبال دام اجل پیچان کمندش را
اگر صیدش ز شادی گم نکردی دست و پا رفتی
[...]
به عزم صید چین سازد چو زلف صیدبندش را
رم آهو به استقبال می آید کمندش را
که دارد شهسواری این چنین یاد از پری رویان؟
که از شادی نمی باشد نشان پاسمندش را
شود هر حلقه ای انگشتر پای نگارینش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.