گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

نود و هفت سال عمر خوشی

بنده را داد حی پاینده

گر چه امسال هست سال قران

تا چه آید ز سال آینده

نعمت الله خدا به ما بخشید

ساز ما را نواخت سازنده

ز آفتاب جمال او ذرات

ماه رویند دل نوازنده

در ترقی است ذوق ما جاوید

خوش بود دولت فزاینده

خوش در معرفت گشوده به ما

رحمت حضرت گشاینده

آینه صد هزار می بینم

در همه آن یکی نماینده

این عنایت نگر که حضرت او

کرمی کرده است پاینده

دل ما چشمه ای است یا بحری

از وی آب حیات زاینده

می کشد عشق او روان چه کنم

جذبهٔ او مرا رباینده

نور سید به نور او دیدم

آفتابی خوش است تابنده