گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

از احد احمد آشکارا شد

هم به احمد احد هویدا شد

در شهادت احد کمر بربست

میم احمد ز غیب پیدا شد

آن یکی در عدد ظهوری کرد

صد عدد از یکی مهیا شد

قطره و بحر و جو همه آبند

ما نگوئیم قطره دریا شد

موج بحریم و عین ما آب است

نتوان گفت ما که از ما شد

آفتاب وجود رو بنمود

ذرهٔ کاینات در وا شد

آمد و شد حقیقتاً خود نیست

به مجاز است کآمد و یا شد

خم می خوش خوشی به جوش آمد

راز سر بسته آشکارا شد

نعمت الله پرده را برداشت

مشکلاتی که بود حل واشد

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.