گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

رند سرمست فارغ البال است

بی غم از قال و ایمن از حال است

نی که موجود ثانیش خوانند

بر الف نزد عارفان دال است

سر فدا کن چه قدر زر باشد

خرقه چو بود که مال پامال است

خواجه گر راه میکده گم کرد

مرد هادی نگر که او ضال است

هرچه بر عقل مشکلست ای یار

حلَش از عشق جو گر اشکال است

عشق مشاطه ایست تا دانی

بلکه صاحب تمیز و دلال است

عقل کل در بیان سید ما

دم فرو بسته گوئیا لال است

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.