چشم ما روشن به نور الله ماست
همچو نور روی نور الله ماست
هست نور الله را خیری دگر
پادشاهست او و این و آن گداست
جز وصال او نمی خواهم دگر
غیر عشق او دگر باد صبا است
از برای عمر جاویدان او
دایما ورد زبان ما دعاست
هر که بد گوید ورا نیکش مباد
بر صوابست او و بر دیگر خطاست
آفتاب ار نور رویش روشنست
مه ز عکس روی خوبش با صفاست
باشد او سر ، خلیل الله من
لاجرم سر حلقهٔ هر دو سراست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش نور الهی و عشق به خداوند میپردازد. شاعر بیان میکند که نور الهی همچون نوری دیگر نیست و او را پادشاهی دگر نمیداند. او فقط طلب وصال و عشق خداوند را دارد و دعا برای عمر جاودان را ورد زبان خود قرار داده است. شاعر تأکید میکند که هر کس بدی درباره خدا بگوید، بر خطاست، زیرا خداوند نور و روشنایی است و در او جمع خوبیها وجود دارد. به همین شکل، او را محور و سر حلقه عالم میداند.
هوش مصنوعی: چشم ما با روشنی خداوند روشن است، همانطور که نور چهرهاش درخشان است.
هوش مصنوعی: نور خداوند خیری دیگر است؛ او پادشاهی عظیم است و دیگران در مقابل او مانند گدایانی هستند.
هوش مصنوعی: جز دیدار او چیزی دیگری برایم مهم نیست و غیر از عشق او، هر چیز دیگری مثل بادی است که میگذرد و بیاثر است.
هوش مصنوعی: برای عمر جاودانی او همیشه در زبان ما دعا میشود.
هوش مصنوعی: هر کس که بدی دربارهٔ کسی بگوید، آن شخص شایستهٔ خوبی نیست و این رفتار او نادرست است.
هوش مصنوعی: اگر نور چهرهاش روشناییافزاست، زیبایی چهرهاش مثل ماه است که از نور او نشأت میگیرد و بسیار دلانگیز به نظر میآید.
هوش مصنوعی: او سر دارد، خلیل خداست و به همین خاطر، مرکز ارتباط دو جهان است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
مرغ ایمانرا دو پر خوف و رجاست
مرغ را بیپر پرانیدن خطاست.
ای نگارین چون تو از خوبان کجاست
نیست کس را آنچه از گیتی تراست
قد و روی و زلف،سرو و ماه مشک
مشک، پیچان، ماه، تابان، سرو،راست
تا مرا مهر تو اندر دل نشست
[...]
«ای قوامی هر که چون تو نانباست
تا قیام الساعه فخر شهر ماست »
«گندم فضل خدای از بهر تو
کشته اندر دستگرد کبریاست »
«تخمش از تقدیس عرش ایزدیست
[...]
رتبت و تمیکن صدر موئتمن
همچو قدر و همتش بیمنتهاست
آفتابش در سخاوت مقتدیست
واسمان را در کفایت مقتداست
طبع شد بیگانه با آز و نیاز
[...]
عشق تو همچون قضا فرمانرواست
وصل تو همچون قدر مشکل گشاست
لعل میگونت بسرخی میزند
سرخیش زانست کاندر خون ماست
عشق تو زرد کرد رنگ روی من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.