گنجور

شمارهٔ ۹۳

 
شاهدی
شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات
 

خونم از مستی طریق عقل را گم میکنم

میکشم خون صراحی روی در خم میکنم

با سگان کوی تو من بعد خواهم یار شد

عقل بی آرام پیش خود به مردم می کنم

بس که می پاشم به هر سو کوکب اشک از دو چشم

هر شبی روی زمین را پر ز انجم می کنم

گربود صد چشم و گریه بر گناهم کم بود

چیست این غفلت که هر دم من تبسم می کنم

شاهدی در عقد زلفش رشته جان را ببند

ورنه در هر تار او سر رشته را گم می کنم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان شاهدی به ضمیمهٔ کتاب تحفهٔ شاهدی  » تصویر ۷۹

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی