گنجور

شمارهٔ ۶۸

 
شاهدی
شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات
 

یار بر من دود دلها میکشد

لشگری از فتنه بر ما میکشد

کرده است از زلف بس قلابها

تا دل خلقی به هر جا میکشد

نوش دارویی ز لعلش خواست دل

زانکه زلف او به سودا میکشد

ای بسا سرها که سازد پای مال

طرۀ مشکین که در پا میکشد

دست قدرت کرد ماه عارضش

خط مشکین را چه زیبا میکشد

شاهدی چون یاد می آرد لبش

میل جان او به صهبا میکشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان شاهدی به ضمیمهٔ کتاب تحفهٔ شاهدی  » تصویر ۵۹

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فال حافظ