گنجور

شمارهٔ ۴۵۶

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من چو از جان شده ام عاشق آن روی نکو

آخراین عشق مرا با تو سبب چیست بگو

از خودم بوی تو می آید واین نیست عجب

هرچه را با گل وبا مشک نهی گیرد بو

من چو با روی تو همچون مگسم با شکر

بیش همچون مگس ای دوست مرانم از رو

تیر مژگان تراهمچو هدف سازم دل

چون کشی بر سپر روی کمان ابرو

باغ حسن تو مگر کارگه سامریست

گل فسون گرشده اندر وی ونرگس جادو

چون لبت در دهن جام کند آب حیات

خون ازین غصه برآرم چو صراحی زگلو

دست در گردن خود ساعد سیمین ترا

کس ندیدست مگر دولت زرین بازو

سیف فرغانی از شعر عسل می سازد

غم اودر دل تو همچو مگس درکندو

طبع شاعر نکند وصف تو چون خاطر من

آب هرگز نرود راست چو کژباشد جو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

فال حافظ