گنجور

 
سیف فرغانی
 

خورشید منی بروی پرنور

من از تو چو سایه مانده ام دور

خوبان همه صورت و تویی جان

عالم همه ظلمت و تویی نور

از روی تو نور می درافتد

در کوی تو همچو آتش از طور

بیمار غم تو همچو عیسی

کرده بنفس علاج رنجور

در حشر که باشد آدمی را

دیوان عمل کتاب منشور

عاشق بتو زنده گردد ای دوست

نی چون دگران بنفخه صور

عاشق نرمد بجور از تو

هرگز نرمد بهشتی از حور

بی غره طلعت چو ماهت

هر روز مرا شبی است دیجور

من مست ز خاک کوی عشقم

چون شارب خمر از آب انگور

سیف از تو بجان عوض نخواهد

یکسان نبود محب و مزدور

نزدیکش کن بخود کزین بیش

پروانه نمی شکیبد از دور

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید محسن در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۱ نوشته:

پروانه نمی شکیبد از نور----درست است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.