گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
سنایی غزنوی
 

هست اعضا چو شهر و پیشه‌وران

عقل دستور و دل در او سلطان

خشم شحنه است و آرزو عامل

این یکی ظالم آن دگر جاهل

عامل ار هیچ شرط بگذارد

خرد او را به شحنه بسپارد

شحنه‌گر هیچ گون سگالد بد

این موّکل برو بود ز خرد

نفس سلطان اگر بود عادل

با تن و عقل و جان شود بی‌دل

ترجمان دل است نطق و زبان

مر زبان تنست سود و زیان

ترجمان چون ز روی دور زمان

پشت یابد ز قوّت سلطان

گر بیابند ازینکه گفتم بهر

خوش بود پادشا و خرّم شهر

ور همه طالبان کام شوند

مالک ملک ناتمام شوند

گرنه در امر عقل و دل باشند

همه هم‌ خوار و هم خجل باشند

عقل و دل را اگر مطیع شوند

در حضیض فنا رفیع شوند

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیرهادی در ‫۵ سال قبل، سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۲۹ نوشته:

در بیت ششم فاصله بین مر و زبان اشتباه است و مرزبان صحیح است :
مرزبان تنست سود و زیان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.