گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق رخ تو بابت هر مختصری نیست

وصل لب تو در خور هر بی خبری نیست

هر چند نگه می‌کنم از روی حقیقت

یک لحظه ترا سوی دل ما نظری نیست

تا پای تو از دایرهٔ عهد برون شد

در هستی خویشم به سر تو که سری نیست

بر تو بدلی نارم و دیگر نکنم یاد

هر چند که آرام تو جز باد گری نیست

در بند خسی وین عجبی نیست که امروز

اسبی که به کار آید بی داغ خری نیست

خصم به بدی گفتن من لب چه گشاید

من بنده مقرم که خود از من بتری نیست

بسیار جفا هات رسیدست به رویم

المنة الله که ترا دردسری نیست

بسیار سمرهاست در آفاق ولیکن

دلسوزتر از عشق من و تو سمری نیست

بسیار گذر کرد در آفاق سنایی

افتاد به دام تو و از تو گذری نیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مصطفی نوشته:

سلام میشه معنی شعر یا کلماتش رو بنویسین؟

…….
در هستی خویشم به سر تو که سری نیست

بر تو بدلی نارم و دیگر نکنم یاد
هر چند که آرام تو جز باد گری نیست

سری نیست؟ بدلی نارم؟ باد گری؟
بی داغ خری نیست؟
مقرم؟ بتری؟

______________
سمر : افسانه

👆☹

حسین،۱ نوشته:

مصطفی جان
تا پای تو از دایرهٔ عهد برون شد
در هستی خویشم به سر تو که سری نیست
در زندگی من ، به سرِ تو قَسَم کَسِ دیگری نیست،یا {سرو سامان ندارم}
بر تو بدلی نارم و دیگر نکنم یاد
هر چند که آرام تو جز با دگری نیست
نارم =ندارم ، غیراز تو کسی را ندارم ، و تو با دگری آرام می گیری.
در بند خسی وین عجبی نیست که امروز
اسبی که به کار آید بی داغ خری نیست
بی داغ خری نیست = اسب بدون داغ خریدار ندارد
خصمم به بدی گفتن من لب چه گشاید
من بنده مقرم که خود از من بتری نیست
مُقِرّم = اقرار دارم
بتر = بدتر
اقرار میکنم که من از همه بدتر هستم
زنده باشی

👆☹

مصطفی نوشته:

حسین جان خیلی خیلی ممنون
زنده باشین

👆☹

حسین،۱ نوشته:

آقا مصطفی
در خدمتم ، قابلی بداشت
باز هم زنده باشی

👆☹

حسین،۱ نوشته:

ببخشید : قابلی نداشت

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.