گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵

 
سنایی غزنوی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا خیال آن بت قصاب در چشم من است

زین سبب چشمم همیشه همچو رویش روشن است

تا بدیدم دامن پر خونش چشم من ز اشگ

بر گریبان دارم آنچ آن ماه را بر دامن است

جای دارد در دل پر خونم آن دلبر مقیم

جامه پر خون باشد آن کس را که در خون مسکن است

با من از روی طبیعت گر نیامیزد رواست

از برای آنکه من در آب و او در روغن است

گر زبان با من ندارد چرب هم نبود عجب

کانچه او را در زبان بایست در پیراهن است

جان آرامش همی بخشد جهانی را به لطف

گر چه کارش همچو گردون کشتن‌ست و بستن است

از طریق خاصیت بگریزد از آهن پری

آن پریروی از شگرفی روز و شب با آهن است

هر غمی را او ز من جانی به دل خواهد همی

پس بدین قیمت مر او را یک جهان جان بر من است

ترسم آن آرام دل با من نگردد رام از آنک

کودکی بس تند خوی و کره‌ای بس توسن است

بر وصالش دل همی نتوان نهاد از بهر آنک

گر مرا روزی ازو سورست سالی شیون است

هر چه زان خورشید رو آید همه دادست و عدل

جور ما زین گنبد فیروزهٔ بی روزن است

هر زمان هجران نو زاید جهان از بهر من

خود جهان گویی به هجر عاشقان آبستن است

جامه‌های جان همی دوزم ز وصلش تا مرا

تن چو تار ریسمان و دل چو چشم سوزن است

از پس هجران فراوان چون ندیدم در رهش

آن بتی را کافت آفاق و فتنهٔ برزن است

گفتم ای جان از پی یک وصل چندین هجر چیست

گفت من قصابم اینجا گرد ران با گردن است

گر چه باشد با سنایی چون گل رعنا دو روی

در ثنای او سنایی ده زبان چون سوسن است

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هاتف در ‫۴ سال قبل، پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۷ نوشته:

اصطلاح"گرد ران با گردن است" به ضرب المثل تبدیل شده

 

در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۴ نوشته:

این مثنوی نمونه ای از شاهد بازی های سنایی است. شاهد بازی یا نظر بازی در واقع امر همجنس بازی بوده که هنوز در أفغانستان رواج دارد کاهی این روابط به ارتباط جنیی با کودکان نیز کفته میشود!

 

شبنم در ‫۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۸ نوشته:

آقا یا خانم مهران !
اول اینکه این شعر غزل است نه مثنوی . دوم آنکه از کجا این غزل شما برداشت همجنس بازی نموده اید ؟ مگر این فعل در کشور شما و دیگر کشور های جهان رایج نیست ؟

 

A.p در ‫۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۱ نوشته:

دوستانی که همیشه سعی میکنن به اشعار شاعران ایران زمین برچسب عرفانی بزنن ، بیایند و این و غزل رو تفسیر عرفانی کنن

 

A.p در ‫۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۶ نوشته:

در واقع من منکر این نیستم که بعضی از شاعران ایران زمین مشرب عرفانی داشتن
بلکه نظر من این هست که قرار نیست که چون شاعری یک اثر عرفانی داشته باشه دیگر تمام اشعار او چه غزل چه قصیده چه مثنوی همه در شامل مضامین عرفانی باشه
استاد سنایی هم چند اثر عرفانی داره ولیکن قرار بر این نیست که در جای جای اشعار او جستجوگر مضامین عرفانی باشیم

 

A.p در ‫۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۰ نوشته:

این شعر هم به خوبی معنی و مفهوم روشنی داره و نشان بر دلباختگی شاعر بر پسر قصاب میباشد
البته این رو هم خاطر نشان کنم که اصلا و ابدا در شعر فارسی از آغاز تا دوره ایرج میرزا و ملک الشعرا بهار هر کجا سخن از معشوق و عشق زمینی هست به هیچ وجه منظور شاعر عشق به زن نیست بلکه یکسره منظور جنس مذکر میباشد

 

nabavar در ‫۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۶ نوشته:

گرامی آ.پ
کاش با مطالعه ی بیشتر تمام شعرا را متهم نمی کردی
اول اینکه هر که دم از پسر زد به معنای همجنس گرایی نیست
دوم : بسیارند شاعرانی که هم درین مقوله وارد نشده اند و هم عفت و حرمت قلم و کلام را بسیار نگه داشته اند
در شاهنامه ی فردوسی، در اشعار بی نظیر نظامی گنجوی اشاره ای درین مورد دیده ای؟

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.