دوست چنان باید کان منست
عشق نهانی چه نهان منست
عاشق و معشوق چو ما در جهان
نیست دگر آنچه گمان منست
جان جهان خواند مرا آن صنم
تا بزیم جان جهان منست
کیست درین عالم کو را دگر
یار وفادار چنان منست
حال ببین پیش بپرس از همه
تا تو نگویی به زبان منست
دوش مرا گفت که آن توام
آن منست ار چه نه آن منست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و ارتباط عمیق بین عاشق و معشوق میپردازد. او بیان میکند که عشق واقعی و وفاداری باید به گونهای باشد که تنها بین دو عاشق وجود داشته باشد. شاعر به وفاداری یار خود اشاره میکند و تأکید میکند که هیچ کس در دنیا به اندازه او یار وفادار نیست. در انتها، با تردید و گنگی، به این موضوع اشاره میکند که ممکن است آنچه که میگوید در ظاهر درست نباشد، اما در دلش، واقعیت دیگری وجود دارد.
هوش مصنوعی: دوست باید به گونهای باشد که من به او تشنهام، زیرا عشق واقعی چیزی است که پنهانی و درون قلب من وجود دارد.
هوش مصنوعی: عاشق و معشوقی مانند ما در دنیا وجود ندارد، هر آنچه در این باره فکر میشود و تصور میشود، نادرست است.
هوش مصنوعی: آن معشوق زیبا مرا به عنوان جان و روح این دنیا خوانده است، زیرا او حقیقتاً جان و روح من است.
هوش مصنوعی: در این عالم چه کسی وجود دارد که یاری وفادار و دلسوز مانند من باشد؟
هوش مصنوعی: ببین، حالا بهتر است که از همه بپرسی تا اینکه نیازی نباشد تو چیزی را به زبان خودت بگویی.
هوش مصنوعی: دیشب به من گفتند که آن چیزی که برای توست، برای من هم هست، هرچند که در واقع آن چیز، مال من نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
شحنهٔ راهِ دو جهانِ منست
گرنه چرا در غم جان منست؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.