گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۳

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای

زان که نه مهری که همه کینه‌ای

خوی تو برنده چون ناخن برست

گر چه پذیرنده چو آیینه‌ای

حسن تو دامست ولیکن ترا

دام چه سودست که بی چینه‌ای

من سوی تو شنبه و تو نزد من

چون سوی کودک شب آدینه‌ای

دی چو گلی بودی و امروز باز

خار دلی و خسک سینه‌ای

پخته نگردی تو به دوزخ همی

هیچ ندانی که چو خامینه‌ای

رو که در این راه تو تر دامنی

گویی در آب روان چینه‌ای

گفتمت امسال شدی به ز پار

رو که همان احمد پارینه‌ای

رو به گله باز شو ایرا هنوز

در خور پیوند سنایی نه‌ای



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.