گنجور

شمارهٔ ۷۰ - و برای او همچنین

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب
 

کسی که در غم شاه شهید گریانست

به درد معصیتش اشک دیده درمانست

عزای خسرو لب تشنه کی رود از یاد

همیشه اشک محبان به فکر طوفان است

تنی که بر سر دوش رسول ماوی داشت

به خاک ماریه افتاده عور و عریانست

به جای غسل سرنعش شاه تشنه جگر

هنوز تو سن اعدا بکار جولانست

صبا به حضرت زهرا بگو که نعش

فتاده بی‌سروصدا پاره دربیابانست

کسی ز شربت آبی نکرد یاری او

به کوفیان لعین با وجود مهمانست

گلوی خشک سرش از بدن جدا کردند

کسی نگفت که این تشنه لب مسلمانست

دل کسی به یتیمان آن جناب نسوخت

نگفت آل علی مستحق احسانست

ز شرح ماتم مظلوم کربلا (صامت)

همیشه خون گر و درهم و پریشانست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور