ای برادر تو پناه من گریان بودی
در صف ماریه غمخوار یتیمان بودی
دانم از رفتن تو جان ز تنم خواهد رفت
زآنکه اندر بدنم تو به جهان جان بودی
هر غمم بود ز دیدار تو از دل میرفت
دردی ار داشتم از لطف تو درمان بودی
آمدم تا به مدینه به سوی کرب و بلا
همه جا یار من زار پریشان بودی
چون علی اکبر و عباس ز دستم رفتند
مایه صبر من بیسر و سامان بودی
بعد جد و پدر مادرم ای تشنه جگر
مونس خواهر دلخسته و نالان بودی
آخر از تشنه لبی سیر ز جان گردیدی
با وجودی که تو در ماریه مهمان بودی
شمر را در دل به یتیمان تو کی خواهد سوخت
آن بودی که پرستار یتیمان بودی
قاتل تو به لب تشنه تو رحم نکرد
آخر ای سبط پیمبر تو مسلمان بودی
بود جای تو در آغوش نبی بر سر خاک
نی چنین بیسر و صدا پاره و عریان بودی
(صامتا) شکر خداوند که در مدت عمر
روز و شب نوحهگر شاه شهیدان بودی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گویا شاعر به برادرش اشاره میکند که در دل او پناه و حامی یتیمان بوده است. شاعر به دلتنگی و غمش از فقدان برادرش اشاره میکند و بیان میکند که چگونه وجود برادرش برای او مایه صبر و آرامش بوده است. او به سفر به مدینه و کربلا میپردازد و یادآور غم از دست دادن عزیزانش مثل علی اکبر و عباس میشود. شاعر همچنین به یادآوری خاطرات و محبتهای برادرش میپردازد و حسرت میخورد که چگونه قاتلینش به او رحم نکردند، هرچند او خود مسلمان بود. در انتها، شاعر از خداوند سپاسگزاری میکند که برادرش در طول عمرش ناله گران شاه شهیدان بوده است.
هوش مصنوعی: ای برادر، تو مانند پناهی برای من بودی، زمانی که در مشکلات و اندوه بودم و از درد یتیمان حمایت میکردی.
هوش مصنوعی: میدانم که با رفتنت، جانم از بدنم جدا خواهد شد، چرا که تو در این بدن، روح و جان من بودی.
هوش مصنوعی: هر غم و اندوهی که از ملاقات تو داشتم، با دیدن تو از دل بیرون میرود. اگر هم دردی بر دل داشتم، محبت تو آن را درمان میکند.
هوش مصنوعی: به مدینه آمدم، در راه کربلا، در هر جا دوست من بیتاب و نگران بود.
هوش مصنوعی: وقتی که علیاکبر و عباس از من جدا شدند، دیگر چیزی برای آرامش و صبر من نمانده بود و اوضاع من بیخبر و آشفته شد.
هوش مصنوعی: بعد از جد و پدر مادرم، تو که به شدت تشنهای، همدم خواهر دلbroken و نالان من بودی.
هوش مصنوعی: در نهایت، با اینکه در سرزمین ماریه مهمان بودی، از شدت تشنگی و گرسنگی جان را از دست دادی.
هوش مصنوعی: شمر که دلش به حال یتیمان نمیسوزد، خود آن کسی است که باید حامی و پرستار یتیمان باشد.
هوش مصنوعی: قاتل تو حتی به تشنگی تو رحم نکرد. تو، ای شاخه پیامبر، مسلمان بودی.
هوش مصنوعی: محل تو در آغوش پیامبر بود، اما اکنون روی زمین، بدون سر و صدا و به صورت پاره و عریان دراز کشیدهای.
هوش مصنوعی: خدای را شکر که در طول زندگی، شب و روز به یاد و بزرگداشت شاه شهیدان پرداختم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاد باد آنک دلم را مدد جان بودی
درد دلسوز مرا مایه ی درمان بودی
برخ خوش نظر و عارض بستان افروز
رشک برگ سمن و لاله ی نعمان بودی
بخط سبز و سر زلف سیاه و لب لعل
[...]
کاشکی نوگل ما چون گل بستان بودی
که چو رفتی گذرش سوی گلستان بودی
کاش چاهی که در او یوسف ما افکندند
راه بازآمدنش جانب کنعان بودی
کاشکی آنکه نهان کشت ز ما یک تن را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.