گنجور

 
صامت بروجردی

روز عاشورا چو حزب «سابقون السابقون»

شد مهیای ثواب «نعم اجرا العاملون»

بانک «خیل الله قومموا اوراکبوا» از بطن عرش

گوشزد گردید ثاراللهیان را «فاسمعون»

در منای «لایضیع الله اجرالمحسنین»

جمله می‌گفتند با هم «فافعلوا ماتومرون»

از «قتلتم فی سبیل الله» در جامه همه

«راح ان المتقین فی ظلال و عیون»

جمله خندان «بالذی لم یحلوا من خلفهم

اولیاء الله لا خوف و لاهم یحزنون

در مقام «حسبنا الله قائل نعم الوکیل»

شوربل «احیاء بر سر «عند رب یرزقون»

جنگجو «فظ غلیظ القلب» بی‌دین ابن سعد

با حسین غافل ز حکم «یا عبادی فاتقون»

سبط احمد «قائل یا قوم اعبدو الله مالکم

من اله غیر ان انتم الا مفترون»

هر چه از «یتلوه شاهد» کوفیان را داد پند

«فتولوا عنه و کانوا به یستهزون»

ناجی نوح نجی افسرده از طغیان قوم

«قال انظر یا الهی ان قومی تکذبون

کردگار از وعده «ساء صباح المنذرین»

داده اوراشیوه «ابصر فسوف یبصرون»

تشنه لب کشتند آخر «قوم سوء فاسقین»

عترت طه و یس را «فکانوا یضحکون»

زینب ام المصیبه کرد روی سوی نجف

بر علی کای مقتدای «راکعون الساجدون»

«یا ابا قد حرقوا اعدائنا فسطاطنا»

در زمین کربلا بی‌کس و «انتم تنظرون»

ای ز صولت لا فتی الا علی در شان تو

می‌برد شمر از سرم چادر «فکیف تبصرون»

آل بوسفیان به عزت «فی بیوت آمنین»

ما به محنت «حین تمسون و حین تصبحون»

گاه گفتی برسر نعش برادر یابن ام

ان قوم استضعفونی قم و کادوا یقتلون

کودکانت را بواد غیرذی زرعستجای

حال ما دور از وطن «یالیت قومی یعلمون»

ای پرستار یتامی والمساکین بعد تو

با سکینه کوفیان «هل تعلم ماتفعلون»

دشمن اندر خیمه‌گاهت ریخته ما در فرار

«یا اخی ان یخرجوا منها فانا داخلون»

یا شفیع المذنبین» از (صامتت) نزد خدا

کن شفاعت در صف محشر «فانا مجرمون»

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

ای منزه ذات تو «اما یقول الظالمون»

گفت علمت جمله را «ما لم تکونوا تعلمون»

چون منزه باشد از هر عیب ذات پاک تو

جای استغفارشان باشد «و هم یستغفرون»

امر امر تست یارب با پیمبر در نبی

[...]

وطواط

ای غریو کوس تو در گوش بانگ ارغنون

جزع گشت فام از گرد خیلت گنبد فیروزه گون

با سر تیغ تو عمر سرکشان گشته هبا

در کف سهم تو جان گرد نان مانده زبون

در فلک از عمر تو معمور عالمهای جان

[...]

مولانا

بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون

آیت انا بنیناها و انا موسعون

کی شنود این بانگ را بی‌گوش ظاهر دم به دم

تایبون العابدون الحامدون السایحون

نردبان حاصل کنید از ذی المعارج برروید

[...]

ابن یمین

تا شدم آگاه از آن زنجیر زلف قیرگون

از هوای او دلم افتاد در راه جنون

گر توئی ماه دو هفته پس نمیگوئی چرا

همچو ماه نو بود حسن تو هر ساعت فزون

گنج حسنت را که مار مشک پیکر بر سرست

[...]

کمال خجندی

ترک دل گفت آن دو چشم و دل ز تیر غمزه خون

ترک از ده رفت و سهم او نرفت از ده برون

چون نهاد از رسمه زه برطاق ابرو گفتمش

نیست چون چشم تو شوخی زیر طاق نیلگون

عاشق فرد از ستون خیمه هم در وحشت است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه