در شهرت ریا شد عمرم تمام نیمی
باید به عشق و مستی گردد تمام نیمی
تا وصف دوست زین جمع گردد مرا میسر
سجده به دست نیمی صهبا به جام نیمی
امشب ز الفت غیر پر خون نمود دل را
آن بیوفا نگارم تا شد ز شام نیمی
آخر ز سرگرانی آمد به مهربانی
شد از شب وصالش کارم به کام نیمی
آمد چو مژده وصل جان رفته بود از تن
بر تن دو باره آمد جان از پیام نیمی
از شکوه جدائی حرفی گذشت بر لب
نشنید و رفت درد از آن یک کلام نیمی
بربود صبر یک جا از یک نشست و برخاست
اندر نشست نیمی و اندر قیام نیمی
او را ز وصل حاشا ما را ز هجر غوغا
کو مصلحی که گوید از هر کدام نیمی
قاصد رسان به جانان روزی سلام (صامت)
شاید قبول گردد زان یک سلام نیمی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد جدایی میپردازد. شاعر در خلال اشعارش از گذر عمر و تأثرات ناشی از عشق و مستی سخن میگوید و تأکید میکند که برای درک دوست و وصال او، زندگی باید به طور کامل در عشق و مستی غرق شود. باوجود رنج جدایی و غم فقدان معشوق، امید و شادی ناشی از وصال نیز وجود دارد. شاعر از چگونگی آمدن جان به تن و تأثیرات آن میگوید و ناامیدی و انتظار را در مواجهه با عشق بیوفا توصیف میکند. در نهایت، به امید یک سلام از جانب معشوق اشاره میکند که میتواند به آرامش و وصال منجر شود.
هوش مصنوعی: در زندگی با ظاهر سازی و تظاهر، عمرم گذشت و حالا نیمی از آن باید به عشق و شوق واقعی اختصاص یابد و تمام وجودم را در این دو بگذرانم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نتوانم توصیف دوست را بر این جمع بیان کنم، سجده کردن برای من میسر نیست. نیمهای از شراب در جام و نیمهای دیگر در دست دارم.
هوش مصنوعی: امشب به خاطر محبت، دل من خونین شد از آن معشوق بیوفا؛ او به قدری در قلبم تأثیر گذاشت که نیمه شب به شام رسید.
هوش مصنوعی: در نهایت، از درگیری و مشغلههای ذهنیام، به آرامش و مهربانی رسیدم و از شب وصالش، کار و زندگیام به حالت مطلوبی نرسید.
هوش مصنوعی: زمانی که خبر وصالی رسید، جان که از بدن رفته بود دوباره به جسم بازگشت. این پیام همچون نیمی از وجودم را زنده کرد.
هوش مصنوعی: از عظمت جدایی کلامی بر زبان آمد و به گوش نرسید، و درد از آن یک جمله نیمی به دل نشسته است.
هوش مصنوعی: صبر در یک مکان از یک نشستن و برخاستن برطرف شد؛ در حالی که در هنگام نشستن نیمی از آن و در قیام نیمی دیگر باقی ماند.
هوش مصنوعی: او از نزدیکی و وصل خود به ما ظاهراً دوری میجوید، اما ما در عذاب جدایی هستیم. چه کسی میتواند به ما بگوید که از هر دو طرف چه باید کرد و چقدر باید تحمل کنیم؟
هوش مصنوعی: پیامبری به محبوب برسان سلامی، شاید آن یک سلام کوچک، نیمی از محبت و عشقش را جلب کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از دو جام لعلت ما را تمام نیمی
عیش تمام ما را بس زان دو جام نیمی
روشن جبین توست این یا خود طلوع کرده
از مطلع سعادت ماه تمام نیمی
گفتم ز ذکر نامت یابم ز خود رهایی
[...]
ماه رخش چو بنمود، از طرف بام نیمی
از شرم کاست، تا شد ماه تمام نیمی
گیرم رها کنندم، مشکل رسم بجایی
زین بال کش قفس ریخت، نیمی و دام نیمی
از گرم خویی عشق، وز سرد مهری حسن؛
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.