گنجور

شمارهٔ ۴۵

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

خوبان اگر که منع نگاهی به ما کنند

ما شکر می‌کنیم اگر اکتفا کنند

منت کشیم و ناز کشیم و ستم کشیم

حاشا کنند و جور کنند و جفا کنند

سهل است انتظار کشیدم تمام عمر

کز صد هزار وعده یکی را وفا کنند

بالله که بهر کشتن ما عین خونبهاست

خونی که غمزه‌های تواش زیر پا کنند

مرغی که ریخت بال و پرش در ته نفس

کشتن نکوتر است گر او را رها کنند

صد همچو روز حشر به جایی نمی‌رسد

طورمار شکوه شب هجران چووا کنند

(صامت) من آن نیم که کشم پاز کوی دوست

ور فی المثل که بند ز بندم جدا کنند



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید محسن نوشته:

سهل است انتظار کشیدن تمام عمر—–مرغی که ریخت بال و پرش در ته قفس—-درست است

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید