گنجور

شمارهٔ ۳۰

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

ای دل از این ناله گر تاثیر می‌خواهی ندارد

با دمی زان لعتب کشمیر می‌خواهی ندارد

سرنوشت ما شده روز ازل در نامرادی

گر تو از حکم قضا تغییر می‌خواهی ندارد

یار چون رفت از برت ای جان به رفتن شو مهیا

بعد از این از عمر گر تخیر میخواهی ندارد

یا زخم گیشو و چشم و رخش قطع نظر کن

یا که راحت گر که از زنجیر می‌خواهی ندارد

کشته ابروی چالاکش برد فیض شهادت

درک این لذت گر از شمشیر می‌خواهی ندارد

سینه را بنما هدف در نزد این ابر و کمانها

گر تو از کیش و فاجز تیر می‌خواهی ندارد

دیده باید بست از اول تا دل خود را نبازی

چون نبستی (صامتا) تدبیر می‌خواهی ندارد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید محسن نوشته:

یا دمی زان لعبت کشمیر میخواهی ندارد—صحیح است

👆☹

سید محسن نوشته:

یا ز خم گیسو و چشم و رخش قطع نظر کن—درست است

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید