سر دار محبت سر فرازی برنمیدارد
اناالحق گفتن منصور بازی برنمیدارد
زمین از خاکساریها ز سر تا پا تواضع شد
سر میدان الفت ترکتازی برنمیدارد
کمال عرض حاجت خواهد و چشم امید این در
زمین عشق تخم بینیازی برنمیدارد
غرور و غمزه و ناز و تغافل گشت چون غالب
رعیت پروری عاشق نوازی برنمیدارد
به صبح و شام از زلف نگار تند خو (صامت)
مزن دم کاین دم شیر است بازی برنمیدارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ابراز عشق و دلدادگی میپردازد و تأکید میکند که محبت واقعی، برتری و تکبر نمیآورد. او از محدودیتهای فانی و دنیوی صحبت میکند و میگوید که در این زمین، بشر باید از خودگذشتگی و تواضع نشان دهد. همچنین شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق در ذات خود نیازی را برمیانگیزد و کسی نمیتواند با غرور و ناز در عشق موفق باشد. در نهایت، او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از آن به عنوان عاملی برای خاموشی و سکوت در عشق یاد میکند.
هوش مصنوعی: محبت و عشق به حقیقتی عمیق و والایی میرسد که هیچگاه از آن دست نمیکشد، حتی اگر عواقب سنگینی داشته باشد. مانند منصور حلاج که با گفتن "من هستم" جان خود را فدای اعتقادش کرد.
هوش مصنوعی: زمین به خاطر humble بودن عشق و محبت تا زیر پا تواضع کرده است و از کسی که برتر است، سرکشی نمیپذیرد.
هوش مصنوعی: برای دستیابی به کمال و رفع نیازها، باید انتظار داشت و در زمین عشق، بذری از بینیازی کاشته نمیشود.
هوش مصنوعی: غرور و جذبه و ناز و بیاعتنایی، وقتی بر عاشق غالب میشود، دیگر نمیتواند محبت و نوازش را تحمل کند.
هوش مصنوعی: هرگز در صبح و شب از زلف زیبای آن معشوق پرخاش نکن، زیرا این زمان، زمان شیر است و نباید در این بازی شرکت کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.