گنجور

شمارهٔ ۱۸

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

اطراف رخت را خط شبرنگ گرفته است

افستس که آن آینه را زنگ گرفته است

هر سو نگرم تیر جفایی به کمین است

خوش در سر بخت دل ما تنگ گرفته است

از دیر خرامیدن تیرت عجبی نیست

گر دیر حنای دل ما رنگ گرفته است

یک جا سپه غمه و یک جا صف مژگان

در کوی تو امشب ز دو جا جنگ گرفته است

دیروز پر و بال مرا ناز تو بشکست

امروز برای که دگر سنگ گرفته است

ای جان جهان‌گر بکشی و رب نوازی

دل نیمه جان را به سر جنگ گرفته است

در عشق تو از نام به تنگ آمده (صامت)

چندیست که دیوانه ره ننگ گرفته است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید محسن نوشته:

افسوس که آن اینه را زنگ گرفته—ای جان جهان گر بکشی ور بنوازی—صحیح است

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید