گنجور

شمارهٔ ۱

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

آتش عشق کنون سوخت دیگر پیکر ما

بعد از این تا چه کند باد به خاکستر ما

کوس آزادی ما سر و صفت گشت بلند

سوخت بابرق محبت همه بال و پر ما

می‌شود کشتی تن زود غریق یم اشک

نشود سستی اندام اگر لنگرها

همه نقشی نبود نقش کف پای نگار

بر وای خاک تو خود راهنما همسر ما

موسم خرج معین شود و وقت حساب

حالیا فاش بود قلبی سیم و زر ما

فلک از گردش وارونه مترسان ما را

زآنکه از دفتر تو فرد شده اختر ما

(صامت) آسوده نشین در کف همت دوست

که نبسته است کمر هیچ کس از کیفر ما



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید